محمد حسن خان اعتماد السلطنه

779

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

يعنى دار السلطنهء هرات گذاشتن و به مرو شتافتن خلاف مضمون اين بيت است اگر صاحب وقوف نيستند از مردمى كه مىدانند بپرسند در محلّى كه كفّار غلبه كردند حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله به چه طريق هجرت كردند و مهاجر و انصار مىگويند كه در آن زمان ظهور كردند ، از براى مصلحت مؤمنين و رفاهيّت اهل يقين و جمعيّت لشكر دين در هرات بودن صلاح نديدند ، جهت آن در تغيير مكان كوشيد چنان كه گفته‌اند : ناگاه عاقلى ز قضا از بلا گريخت * زد طعنه جاهلى كه فلان از قضا گريخت گر نيست از سبب بسبب التجا روا * خير البشر ز مكّه به يثرب چرا گريخت و حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام دربارهء خود مىفرمايد : اىّ يومين من الموت افرّ * يوم لم يقدر ام يوم قدر يوم ما قدّر ما اخشى الرّدا * و اذا قدّر لم يغن الحذر با وجود اين در غزوهء احد تغيير مكان كردند . للّه الحمد كه اين هجرت ما به طريق سنّت حضرت رسول ( ص ) واقع شده و در اين امر هركس كه بما طعن مىكند طعن او به رسول اللّه ( ص ) عايد مىشود پس مطعون داشتن اين امر را كمال جهل است . ديگر مذكور كرده بود كه دورمش كه يكى از امراى ما بود در هرات با اهل انكار آنچنان معاش كرده بود كه مردم زمان شاه مرحوم سلطان حسين ميرزا را فراموش كرده بودند ، آيا در زمان پادشاه مذكور مدارس و خوانق بدين رسوائى بود كه مساجد و معابد را طويلهء اسبان و خران كرده بلكه مبرز ساخته بودند و همهء كاشيهاى رنگارنگ را ويران كرده درها و چوبها را جهت هيمه برده بودند و اكثر مساجد و معابد را شرابخانه و مفسقه ساخته بودند . ما به دولت كه به شهر درآمديم به خودى خود در تعمير مدرسه و خانقاه سلطان حسين ميرزا و ساير بقاع خيرات كوشيده اخلاط خلايق و ستوران را از