محمد حسن خان اعتماد السلطنه
698
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
نمود و خود نيز متعاقب آنها حركت كرده ميرزا سلطان محمّد چون خبر وصول ميرزا شاهرخ را به اين نواحى شنيد از محاصره شيراز دست كشيد و متوجّه اصفهان شد ميرزا شاهرخ از فرار شاهزاده باخبر شده از منزل گندمان به سمت اصفهان عطف عنان كرد و بعضى از هواخوان ميرزا سلطان محمّد را در اين بلد سياست كرد و زمستان را به فشافويه رى به قشلاق رفت و بعضى از اعيان را مأمور كرد كه نزد ميرزا سلطان محمّد روند و او را نصيحت كنند و بر آن بدارند كه به قدم اعتذار به خدمت ميرزا شاهرخ آيد و اگر نصايح آنها را نپذيرد او را مقهور به آمدن كنند و مأمورين به موجب امر عمل كردند و ميرزا سلطان محمّد را به خدمت ميرزا شاهرخ مايل نمودند . وفات ميرزا شاهرخ در روز بيست و پنجم ذيحجّهء اين سال به ناخوشى درد معده در رى كه بعد از فوت او ميرزا ابو القاسم بابر با فوجى از مخصوصان خود متوجّه خراسان شد و ميرزا خليل سلطان نيز عازم آنطرف گرديد و ميرزا عبد اللطيف به حراست اردوى شاهرخى پرداخته قاصدى به سمرقند فرستاد كه پدر خود ميرزا الغ بيك را از اين واقعه مستحضر سازد ، و روز سيّم نعش ميرزا شاهرخ را در محفّهاى گذاشته رو به سمت خراسان روان شد . گرفتن امير جهانشاه بن امير قرايوسف بغداد را و كشته شدن خواجه افضل تركه . وفات ابو سعيد كازرونى ، و استاد مير على تبريزى واضع خط نستعليق . وفات شاه شاهان سيستانى كه پنجاه و چهار سال عمر كرده و مدّت ملكش هفده سال بود . [ سنهء 851 هجرى - سنهء 1447 مسيحى ] آسيا - در سال قبل مذكور شد كه بعد از فوت ميرزا شاهرخ نعش و اردوى او را ميرزا عبد اللطيف به طرف خراسان حركت داد و گوهرشاد آغا زوجهء ميرزا شاهرخ نيز همراه بود ميرزا عبد اللطيف چون ميل گوهرشاد آغا را به ميرزا علاء الدوله مىدانست و مفسدين نيز تفتين كردند در ميانخوار رى و سمنان اموال گوهرشاد آغا را تاراج كردند بطوريكه در موقع كوچ گوهرشاد آغا عصائى به دست گرفت و پياده رو به راه نهاد در آنحال نوكرى رسيد و حرم پادشاه را پياده ديد اسب خود را به دو داد و او را سوار نمود همين كه ميرزا عبد اللطيف به دامغان رسيد داروغهء اين شهر در قلعه