محمد حسن خان اعتماد السلطنه
581
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
سابق بر اين صاحب حمص بود و ملك ناصر در سنهء ششصد و چهل و شش اين ولايت را ازو گرفته در عوض تلّ باشر را به او داده بود . استيلاى مغول بر ميافارقين بعد از دو سال محاصره و زدوخورد و كشتن ملك كامل محمد بن ملك مظفّر شهاب الدّين غازى بن الملك العادل ابى بكر بن ايّوب صاحب ميافارقين . گرفتن لشكر مغول بعلبك و عجلون و ساير قلاع شام را . حمله بردن مسلمانان دمشق بر نصارى به سبب اينكه شراب در مسجد جامع مىبردند و بعضى تعديّات ديگر مىنمودند و خراب كردن كليساى مريم را كه از كليساهاى بزرگ بود . معاودت هلاكو خان از بلاد شام به طرف شرق . از وقايع عمدهء اينسال آنكه چون مغول در بلاد شام قوّت و استيلا يافتند قطز سلطان مصر لشكر به شام كشيده عساكر مغول را در عين الجالوت شكست داد و منهزم كرد و كتبغا را كه نايب هلاكو خان بود در شام بكشت ، و ملك اشرف صاحب حمص را كه با مغول همراه بود عفو نموده حكمرانى او را در حمص و مضافات تصديق كرد و ملك منصور را كماكان صاحب حماة و بارين نمود بعد از آن وارد دمشق شده بعضى تنظيمات به عمل آورد و به حلب آمد و امير علم الدّين سنجر حلبى را نيابت سلطنت دمشق و ملك سعيد بن بدر الدّين بن لؤلؤ صاحب موصل را نيابت سلطنت حلب داد و پس از فراغ از كار شام روانه مصر گرديد و در اين حال بيبرس بند قدارى صالحى با انص غلام نجم الدّين رومى صالحى و هارونى و علم الدّين ضغن اغلى اتّفاق بر قتل ملك مظفّر قطز كردند و چون قطز به قصير يكفرسخى صالحيه رسيد « 1 » خرگوشى جلو اسب او درآمد در عقب خرگوش راند و از ملازمان خود دور شد ، بيبرس و انص بر او حمله كرده سايرين نيز كمك نموده او را كشتند و اين در هفدهم ذيقعده بود و مدّت سلطنت قطز يازده ماه و سيزده روز ، بعد از آن بيبرس بندقدارى به مصر آمد و به سلطنت جلوس كرد و ابتدا ملقّب به ملك قاهر شد بعد اين لقب را شوم دانسته تغيير داد و ملك ظاهر لقب يافت و مدّتى سلطنت او طول كشيد ، و چون قطز كشته شد سنجر حلبى كه از جانب او در دمشق نيابت سلطنت داشت از مردم بيعت گرفته مستقلا سلطان اين ولايت گرديد و خود را ملك المجاهد ناميد و سكّه به اسم خود
--> ( 1 ) . عبارت ابو الفدا اين است : « فلما وصل الى القصير به طرف الرمل و بينه و بين الصالحية مرحلة »