احمد بن محمود ( معين الفقراء )
46
تاريخ ملازاده ( فارسى )
ذكر سلسلهء نسب ايشان محمد بن عمر بن حسن بن محمد بن الصدر الشهيد سيف الدين ملك الاسلام ابى المعالى احمد بن الصدر الحليم الشهيد برهان الدين ابى المكارم عبد العزيز بن الصدر الشهيد ملك العلماء امام الحرمين ابى المحامد محمد ابن الصدر الكبير الشهيد الحليم حسام الدين امام الحرمين و هو صدر السعيد رحمه الله صاحب العمارات و الخيرات المشهورة فى الشرق و الغرب توفى فى شهور سنة ثلث و تسعين و خمسمائة ( 593 ) بانى مسجد نوفار و مسجد سقايهء سوزنگران ، حضرت او مريد خواجهء خواجگان خواجه عبد الخالق غجدوانى « 1 » رحمه الله ، بود ، و وقتها بودى كه شبهاى آدينه از شهر بخارا به غجدوان به حضرت خواجه آمدى ، و گاه بودى كه صدر درآمدى ، خواجه سر فرو كشيده بودندى ، صدر ايستادى ، چندانكه خواجه سر مبارك كه برآوردندى ، سلام گفتى ، آنگاه بنشستى تا چندانكه شبى صدر درآمد ، خواجه رحمه اللّه دير بايست تا سر برآورند ، خادم
--> ( 1 ) - خواجه عبد الخالق بن عبد الجميل الملطى ثم الغجدوانى البخارى ، از خلفاء اربعهء خواجه يوسف همدانى سر سلسلهء خواجگانست ، در سنهء 575 وفات يافته ، مولد و مدفنش قريهء غجدوانست بضم اول و ثالث ، و آن ديهى است بزرگ ، شهرمانند بر شش فرسنگى بخارا ، و او را وصيتنامهييست در آداب طريقت كه براى فرزند معنوى خود خواجهء اولياء كبير نوشته است . « هديه ج 1 ص 509 ، رشحات ص 18 ، سفنية الاولياء ص 76 » و نيز او را رسالهء ديگريست بنام « صاحبيه » كه در مقامات مرشد خود نوشته است ، و آن رساله در سال 1332 با مقدمهء استاد سعيد نفيسى در فرهنگ ايران زمين ( دفتر يك سال اول ) بطبع رسيده است . اين دو رباعى نيز از آثار منظوم اوست : گر در دلت از كسى شكايت باشد * درد دل تو ازو بغايت باشد زنهار بانتقام مشغول مشو * بد را بدى خويش كفايت باشد * چون ميگذرد عمر ، كمآزارى به * چون ميدهدت دست ، نكوكارى به چون كشتهء خود بدست خود ميدارى * تخميكه نكوترست اگر كارى به