احمد بن محمود ( معين الفقراء )
37
تاريخ ملازاده ( فارسى )
تا وقت بزرگى ، حضرت عزت جل ذكره مرا در پردهء عصمت و عفت خود نگاه داشت ، تا از من گناه كبيره موجود نشد ، و اگر ناگاه ترك ادبى از من در وجود آمدى ، همانساعت مرا ادب غيبى كردندى ، تا غايتى كه شبى را در روضهء مقدسهء خواجه ابو حفص احياء كرده بودم ، و بر عادت معهوده نماز وتر « 1 » را گذاشته بودم تا در آخر شب ادا كنم ، ناگاه در سجده مرا خوابى در ربود ، بيدار شدم صبح دميده بود وتر را قضا كردم ، بامداد كه بدروازهء شهر درآمدم ، كودكان بازى ميكردند ، كودكى خرد پيش من آمد و گفت : شمس كردرى ! چه مردى بود خواب رفتن و نماز وتر را قضا كردن ؟ دانستم كه تازيانهء ادب الهى است كه بر من ميزنند ، ولادت [ او ] در سنهء ستين و خمسمائه ( 560 ) بوده است ، و وفات او در ضحوهء كبرى « 2 » در روز جمعهء نهم محرم الحرام سنهء اثنتين و اربعين و ستمائه ( 642 ) . و در جوار او تربت مولانا بدر الدين كه خليفهء او بود در علم و عمل ، وفات او در آخر ذى القعدهء سنهء احدى و خمسين و ستمائه ( 651 ) بوده است ، رحمه اللّه . ذكر مقبرهء خواجهء جندى رحمه الله « 3 » كه در جانب جنوب شهرست و متصل است بعمارت شهر :
--> ( 1 ) - وتر ، بكسر اول و سكون ثانى : قسمى از نماز فرد كه يك ركعت بيش نيست . « فرهنگ نفيسى » ( 2 ) - در تذكرهء ميخانه تأليف ملا عبد النبى فخر الزمانى قزوينى تاريخ وفات ميرزا شرف جهان قزوينى چنين آمده است كه : چون سن شريفش بپنجاه و شش رسيد در سنهء ثمان و و ستين و تسعمائه در ضحوهء صغرى روز يكشنبهء هفدهم ذيقعده بقريهء ورس قهپايهء قزوين وديعت حيات را بموكلان قضا و قدر سپرد » ازين عبارت و عبارت متن چنين معلوم مىشود كه ضحوهء صغرى و ضحوهء كبرى تقسيماتى بوده از براى ساعات روز مانند صبح اول و صبح دوم و به اين تعبير ميتواند بود كه مراد از ضحوهء صغرى اوائل روز ، و از ضحوهء كبرى قريب باواسط روز و هنگام نزديك شدن آفتاب بوسط السماء باشد ، و در فارسى ازين هردو ميتوان به « چاشتگاه » و « چاشتگاه فراخ » تعبير كرد . ( 3 ) - ابن اثير كنيتش را ابو الفضل نوشته و جندى منسوبست به « جند » بفتح اول كه شهر بزرگيست در ماوراء النهر نزديك سيحون « اللباب فى تهذيب الانساب . معجم البلدان »