برتولد اشپولر ( مترجم : محمود ميرآفتاب )

3

تاريخ مغول در ايران ( فارسى )

دولت در ميان مغولان وجود نداشته است . و نيز تا اين هنگام فاتحان به هيچ وجه در فكر تأمين آسايش رعاياى خود نبوده‌اند . اما غازان ( 703 - 694 ه . ق ) با تشرّف به اسلام يعنى دين اكثريت رعاياى خود و امر اكيد به مقامات دولت براى تأمين آسايش رعايا ( و نه تنها مغولان ) سعى كرد ، تضادى را كه تا آن موقع قوم فاتح را از مردم مغلوب جدا مىكرد ، مرتفع سازد . چنانچه اين رويه ادامه مىيافت ، احتال مىرفت ، كه جامعه‌اى مركب از تركان و ايرانيان به وجود آيد ( بايد دانست ، كه خصوصيات قومى مغولان رفته‌رفته در فرهنگ تركها حل مىشد ) . در اين صورت شايد قدرت عظيمى تشكيل مىشد ، كه از نظر فرهنگى و هنرى توسط ايرانيان و از نظر لشكرى وسيلهء تركان هدايت مىگرديد ، و تحولات تاريخى خاور نزديك را در جهت ديگر رهبرى مىكرد . اما نيروهاى مخرّب قوىتر و دوران سلطنت غازان كوتاه‌تر از آن بود ، كه تكامل چنين شيوهء حكومتى را اجازه دهد . در دوران فرمانروايى الجايتو و ابو سعيد بسيارى از امور به شكل سابق باز گشت ، و اتفاقاتى كه بعد از سال 736 ه . ق . روى داد ، هر نوع اميدى را در اين زمينه نابود ساخت . به اين ترتيب به جاى آنكه عنصر ايرانى و ترك براى رسيدن به هدف واحد به يكديگر نزديك شوند ، رفته‌رفته از هم دور شد . اما نبايد فراموش كرد ، كه اين دو عنصر در يكديگر تأثير فراوان داشته ، و دوران صد و سى سالهء استيلاى مغولان بر ايران براى ايرانيان از يك سو و مغولان و تركان از سوى ديگر حائز اهميت فراوان بوده است .