يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

92

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

بگردانند - همچنان كردند - بعده بسياست پيوست - و اين واقعه در سنه احدى و عشرين و سبعمائه بود * * بيت * هرچه كني باز نشانت دهند « 1 » * آنچه دهي باز همانت دهند و مدت ملك ناصر الدين خسرو خان چهار ماه و چند روز بود و اللّه اعلم بالصّواب و اليه المرجع و المآب « 2 » * ذكر سلطان غياث الدين تغلق شاه سلطان غياث الدين تغلق شاه بادشاه كريم و عادل بود و در طبيعت او همه « 3 » فراهمى و عمارت و آبادانى و دانايگى و هشيارى « 4 » و عصمت و پاكى و پاكيزگى مجبول و مذكور بود « 5 » - و در كياست و كفايت و فراست « 6 » و دانايگى و هوشيارى نظير نداشت - دايما خمس اوقات فرايض به جماعت گذاردى - و تا نماز خفتن نگذاردى درون حرم نرفتى - الغرض چون ناصر الدين منهزم شد سلطان غياث الدين روز شنبه غرّهء ماه شعبان سنة المذكور باتفاق امرا و ملوك و ايمه و سادات و قضات و ساير انام « 7 » در دار الخلافت بر تخت سلطنت جلوس فرمود - امرا و ملوك علائى را بنواخت - مراتب و منازل و اقطاع بر ايشان مقرر داشت - و خاندانهاى قديم كه برافتاده بودند احيا گردانيد - و بعضى اقرباى خود را القاب و اشغال تعين فرمود - چنانچه ملك فخر الدين پسر بزرگ را الغ خان خطاب « 8 » شد و ولىعهد خود كرد - و شاهزادگان ديگر بهرام خان

--> ( 1 ) B . كنند ( 2 ) M . omits و اليه المرجع و المآب ( 3 ) B . هر فراهمي ( 4 ) M . omits و دانايگي و هشياري ( 5 ) M . omits بود ( 6 ) M . omits فراست ( 7 ) M . ساير الانام ( 8 ) M . خطاب او شد و ولي خود گردانيد