يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

85

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

و نفايس ديگر بوجه خدمتى خسرو خان را داد - و شرط اطاعت و خدمت‌گاري « 1 » بجا اورد - و خلعت از خسرو خان پوشيد - از آنجا خسرو خان بجانب ملكى « 2 » نهضت كرد - و بيست زنجير پيل و يك الماس به وزن شش درم دست آورده در ولايت معبر درآمد - از ايشان نيز پيل و مال فراوان گرفت - چون مالهاى بيشمار و پيلان « 3 » بسيار بدست او افتاد « 4 » خواست تا از سلطان عاصي شده هم دران طرف بماند - امرا و ملوك حضرت كه برابر او نامزد بودند چنانچه ملك تلبغه بغده « 5 » و ملك تلبغه ناگورى و ملك حاجي نايب عرض و ملك تمر و ملك تكين و ملك مل و امراى ديگر همه متفق شده او را به زور در دهلي آوردند - و اين معني بحضور « 6 » سلطان توجيه كردند - سلطان در حق او گفتهء ايشان مسموع نداشت - بلكه مرحمتهاى فراوان و شفقتهاى بىپايان ارزانى فرمود - و در حق آن حلال‌خواران سياست فرمود - بعد ازان « 7 » چندگاه خسرو خان حرام‌خوار غدرى بچه غدر انديشيد - و چند نفر بر او اقرباى خويش آورده درون خانه پنهان داشت تا سلطان را بكشند - در وقت نماز خفتن آن حرامخوار بدبخت « 8 » با برادران و قرابتان درآمد - سلطان در آن شب مست بود - بگرفت « 9 » و خنجر بر حنجر مبارك راند - سلطان از قوّت جوانى و زور مستي خود را از دست حرام‌خوار رها كنانيد و عزيمت سرائ محروسه كرد - آن حرام‌خوار تعاقب نمود - و جعد مبارك

--> ( 1 ) M . omits و خدمتگارى ( 2 ) M . متلي نهضت و بيست ( 3 ) M . پيل بسيار ( 4 ) M . بدست افتاده ( 5 ) تلبعه يغده Tabakat Akbari p . 181 بغره M . ( 6 ) M . آوردند به حضرت سلطان ( 7 ) M . بعد ان چندگاه ( 8 ) M . omits بدبخت ( 9 ) پاك عتقاد up to و خنجر and omits from بگرفته كشت و خود بو تخت M . را تمام ساخت