يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

3

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

الواثق بتائيد الرحمّن معزّ الدنيا و الدين ابو الفتح حضرت مبارك شاه « 1 » السلطان خلّد اللّه ملكه و سلطانه « 2 » و اعلى امره و شانه - ابن الخان الكبير الكريم المرحوم المغفور نصير الدولة و الدين خضر خان - طاب ثراه - و جعل الجنّة مثواه داد - و بر تخت دار الملك دهلي كه تخت‌گاه بادشاهان كبار - و شهرياران نامدار بود اجلاس بخشيد - جهان و جهانيان از فرط عدل و احسان آن بادشاه - آسمان جاه - بتشريف امن و امان مشرّف گشتند - مگر طايفهء بغي و فرقهء كفار - از مهابت تيغ آبدار - و صلابت عساكر جرّار « 3 » در كنج ادبار - خسته و خوار خزيده ماندند - خداوند تبارك و تعالى سايهء هماى دولت - و ظلّ چتر سلطنت - ظلّ اللّه في العالم « 4 » - تا بقلى اولاد آدم - بر سر جهان و جهانيان باقي و پاينده دارد - و از نكبات و بليّات آخر الزمان در پناه و عصمت خويش « 5 » جاى دهد * * رباعي * « 6 » همي خواهم كه برخوردار باشي * ز تخت و بخت و اقبال و جواني « 7 » بنامِ نيك كشورها بگيرى * بكامِ خويش دولتها براني القصه اين دعاگوى خواست تا بشرف خاكبوس حضرت همايون اعلى - اعلاه اللّه تعالى « 8 » دايما مشرّف گردد - هيچ پيشكشى لائق

--> ( 1 ) M . ابو الفتح مبارك شاه ( 2 ) B . سلطانه و شانه ( 3 ) B . و در كنج ( 4 ) B . العالمين ( 5 ) M . خويش نهد ( 6 ) M . قطعه ( 7 ) B . بخت اقبال جواني ( 8 ) M . الله دايما