يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

43

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

مشرّف گردانيد - راى مذكور قبول كرد كه طغرل را بدآنچه ممكن باشد بيارم - سلطان بكوچ متواتر « 1 » ميرفت - چون به لكهنوتي رسيد طغرل مذكور از خوف لشكر منصور عطف كرده در جنگلى خزيده بود - لشكر منصور يكايك بر سر او رسيد - ملك نيك ترس بىمحابا بر طغرل زد و او را زنده بدست آورد « 2 » - بعده پوست او كشانيده « 3 » و پركاله كرده در حضرت فرستاد - سلطان لكهنوتي را بشاهزادهء خرد بغرا خان كه پيش ازين امير سامانه بود مفوّض گردانيده سمت دار الملك دهلي « 4 » مراجعت فرمود - چون بدهلي رسيد خان بزرگ اعني محمد سلطان پسر بزرگ سلطان غياث الدين كه « 5 » از مالم تا حد جناتي اقطاع او داخل ملتان بود كه « 6 » بعد شهادت او را خان شهيد « 7 » ميگويند - جناتي شصت كروه از تهته بيشتر بر سر درياست اين‌قدر اقطاع طرف غرب داشت - امير خسرو و امير حسن شاعر هر دو چاكر و نديم او بودند - بسيار اوصاف نيك پسنديده داشت - از ملتان آمده بود - چندگاه بر سلطان بماند و بازرفت - بعد آن دو « 8 » سال با ملاعين بر لب آب لاهور در باغ نيّر مصاف كرد - و شهادت يافت - چنانچه كيفيت آمدن ملاعين و شهادت يافتن خان بزرگ افصح المتكلمين امير حسن علاء سنجري عليه الرحمه

--> ( 1 ) M . برميرفت ( 2 ) For details see Barni , pp . 88 - 90 . ( 3 ) M . كشايند ( 4 ) B . omits دهلي ( 5 ) M . omits كه ( 6 ) B . كه در شهادت ( 7 ) M . omits خان شهيد ( 8 ) Barni , p . 109 says : - در شهور سنه اربع و ثمانين و ستمائه خان ملتان را كه پسر بزرگ سلطان بلبن و وليعهد او و پشت و پناه ملك او بود در ميان لوهور و ديبالپور با تمر ملعون كه سگى شگرف از سگان چنگيز خان بود محاربه و مقابله افتاد *