يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

40

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

اربع و ستين و ستمائه سلطان غياث الدين بلبن را در كوشك سپيد بر تخت سلطنت اجلاس دادند - و اركان دولت و وزراء و امراء و ملوك را بيعت « 1 » ميدادند - چون در « 2 » ايام خانى زمام « 3 » مملكت بر دست او بود كل ممالك « 4 » هم به دو قرار گرفت - همان سال بجانب كويلدكير عزيمت فرمود - و فسدهء آن ديار را مالش داده بازگشت - بعد از آن بر سمت كوهپايهء سنتور تاخت « 5 » و مقدّمان آن طرف را علف تيغ گردانيد - در موضع مكركهجورى حصارى بنا كرد - آن را حصار نو نام نهاده بدار الملك مراجعت كرده - بعده طرف حوالى عزيمت كرد - و آنجا نيز حصارى « 6 » برآورد - و بكوچ متواتر بجانب كوه جود « 7 » رفت - و هر دو پسر جوده « 8 » نيز به حضرت پيوستند و بشرف اسلام مشرّف گشتند - بعد چندگاه ديگر عزيمت هندوستان مصمّم كرد - چون بر لب آب گنگ رسيد حصار بتيالى و بهوچ‌پور بنا فرمود - همچنان خبر وفات سير خان مقطع لكهنوتى رسيد - لكهنوتى بامين خان مفوّض گشت - و طغرل نايب او شد - از آنجا سمت دهلي مراجعت فرمود - بعد از آن لشكر جانب لاهور كشيده حصار لاهور كه در عهد سلطان معز الدين بهرام شاه از دست ملاعين خراب و مندرس شده بود باز از سر بنا كردن فرمود - و خلق قصبات و ايمّه و قضات و سادات و اصحاب صغيره « 9 » و اهل بازار روان « 10 » كرده در شهر مذكور ساكن گردانيده - هم درين مهم زحمت بر وجود سلطان غالب آمد - چنانچه چند روز متواتر سلطان را كسى نديد -

--> ( 1 ) اركان وزراء و امراء ملوك بيعت and B . دوكان نفر را امرا و ملوك بيعت M . ( 2 ) M . همدران ( 3 ) B . تمام مملكت ( 4 ) M . مملكت به دو قرار ( 5 ) B . بتاخت ( 6 ) B . حصار برآورد ( 7 ) see Elliot , vol . III . , Appendix , p . 621 and p . 12 n . 4 of the كوه خود M . text . ( 8 ) M . حوده ( 9 ) M . صغير ( 10 ) M . رواني