يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

242

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

درون سراپردهء بادشاه درآمدند - بادشاه عالم‌پناه هم مستعد و ساخت ميبود - چون كار از حدّ غايت - و از فرط نهايت گذشت خواست تا آن تيغ سياست در حلق آن خاكساران ريزد - و بادشان را « 1 » به آتش قهر فرونشاند - سرور الملك حرامخوار را به زخم تيغ و كتاره همان‌جا كشتند - و پسران ميران صدر را گرفته پيش دربار سياست كردند - چون كفرهء بد كردار را خبر شد - درون خانهء خويش محصّر شده بجنگ پيش آمدند - خداوند عالم ازين حال ملك الشرق كمال الملك را خبر كرد تا مستعد با جمعيت خويش درون شهر در آيد ملك الشرق از دروازهء بغداد و امرا و ملوك ديگر درآمدند - آخر الامر سدهيپال « 2 » لعين در خانهء خويش آتش داده زن و فرزند خود را هيزم دوزخ گردانيد - و خود را از خانه بيرون كرده بجنگ پيوست و علف تيغ گشت - سدهارن كانكو و طايفهء كتهريان كه زنده گرفتار شدند - هر همه را نزديك حطيرهء خان شهيد مبارك شه برده سياست كردند - ملك هشيار و مبارك كوتوال را گرفته پيش دروازهء لعل گردن زدند - الغرض « 3 » روز ديگر ملك الشرق كمال الملك و كل امرا و ملوك كه بيرون بودند با بادشاه عالم‌پناه بيعت از سر تازه كردند - و به اتفاق يكديگر و عامهء خلايق بر تخت سلطنت اجلاس دادند - ملك الشرق كمال الملك عهدهء وزارت يافت - و كمال خان خطاب شده - و ملك جيمن را غازي الملك خطاب كردند - اقطاع امروهه و بداؤن چنانچه بود مفوّض كردند - ملك إله داد لودي هيچ خطاب خانى التزام ننمود - برادر خود را دريا خان خطاب كنانيد - ملك كهون‌راج مباركخانى را اقبال خان خطاب و اقطاع حصار

--> ( 1 ) M . و بادشاهان را ( 2 ) M . اخر الامر هيبال ( 3 ) M . omits الغرض