يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

240

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

مقام « 1 » كرد - چون ملك إله « 2 » داد خبر آمدن لشكر منصور شنيد خواست تا لب آب گنگ به غير جنگ عبره كرده جائى رود - فامّا چون او را روشن بود كه ملك الشرق كمال الملك براى كشيدن انتقام اهتمام تمام دارد بدين تقويت در قصبهء اهار مقام ساخت - سرور المك ازين حال واقف گشت - ملك هشيار غلام خود را به بهانهء يارىدهى بر ملك الشرق كمال الملك فرستاد - از خطهء بداؤن ملك جيمن نيز بر سبيل اهتمام عنقريب الايام كوشش « 3 » كرده در قصبهء اهار بر ملك إله داد پيوست - ملك يوسف و هوشيار و سدهارن از كمال الملك خايف بودند - زياده‌تر « 4 » خايف گشتند - ميدان مقاومت تنگ ديدند - چون گوى سرگشته بىقرار « 5 » بودند - چوگان شجاعت از دست انداخته - و از خوف لشكر منصور تاخته در شهر رفتند - سلخ ماه مبارك رمضان مذكور - ملك إله داد و ميان جيمن و امراى ديگر كه با ايشان يار بودند بر ملك الشرق كمال الملك پيوستند - چون جمعى انبوه و لشكرى باشكوه گرد او شد بكوچ متواتر دوم ماه شوال در گذر كيچهه آمد - سرور الملك را ازين حال خبر شد - اگرچه بيحال شده بود به همه حال استعداد حصارگيرى بنياد نهاد - روز ديگر كه خسرو سپهر - خنجر مهر از غلاف « 6 » بيخلاف بموافقت ايشان كشيده برآمد « 7 » ملك الشرق كمال الملك كه آفتاب فلك ملك است تيغ انتقام از نيام بيرون آورده مقابل خصم در آمده - و در صحراى « 8 » باغات خود نزول فرمود - كفار نگونسار - و هشيار بد كردار با جميع اعوان

--> ( 1 ) M . omits مقام ( 2 ) I . آله داد اللّه ( 3 ) M . كشش كرده ( 4 ) B . زيادت‌تر ( 5 ) B . بىقرار نمودند ( 6 ) M . غلاف پيخلاف ( 7 ) M . برآمده ( 8 ) M . و صحرات باغات