يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

231

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

خواست تا سمت دهلي مراجعت فرمايد - در ماه شوال سنة المذكور مظفر و منصور با سوار جرّار « 1 » براى زيارت مشايخ كبار جانب ملتان سوارى فرمود - پيل و پايگاه و حشم و بنگاه برابر ملك الشرق كمال الملك در شهر مشهور ديبالپور گذاشته - بعد فراغ زيارت مشايخ كبار - و پرداخت كارهاى آن ديار - ميان روزهاى معدود - هرچه بشتاب و زود - مرفّه الحال و مسرور - در شهر ديبالپور آمد - آنجا چند روز مقام ساخته « 2 » از انديشهء شيخ علي مقهور حصار لوهور و ديبالپور خواست تا بمبارزي ستوده - و بهادري جنگ آزموده - كه بر قانون جهانداري - و قاعدهء حلالخواري - ميان همگنان علم - و در صف « 3 » هيجا ثابت‌قدم - و راسخ‌دم « 4 » باشد بحواله او گردانيده باز گردد - و چون ملك الشرق عماد الملك به همه كارها سرآمده - و بيشتر مهمات از دست او برآمده بود « 5 » اقطاع لوهور و ديبالپور و جالندهر را از ملك شمس الملك تحويل كرده بحوالهء « 6 » ملك الشرق عماد الملك گردانيد - اقطاع بيانه از ملك عماد الملك بحوالهء شمس الملك كرد - و پيل و پايگاه و حشم و حاشيه و بنگاه و خدم به تمام برابر ملك الشرق كمال الملك گذاشته خود بر سبيل تعجيل - بقطع فرسنگ و ميل - راه دراز و بعيد - روز عيد در دار الملك دهلي رسيد - امرا و ملوك شهردار و مردم حشم و بازار بخاك‌بوس بادشاه عالم‌پناه مشرّف گشتند - با دولت و سعادت « 7 » و كوكبهء روز افزون بوقت سعد و طالع ميمون درون درآمد - در اول ماه ذى الحجّه سنة المذكور « 8 » ملك الشرق كمال الملك نيز بسلامت و سعادت از راه دور

--> ( 1 ) B . جراره ( 2 ) M . ساخت ( 3 ) M . صفر هيجا ( 4 ) M . omits راسخ‌دم ( 5 ) M . برآمده اقطاع ( 6 ) M . تحويل كرده ملك الشرق ( 7 ) M . omits سعادت ( 8 ) M . omits سنة المذكور