يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

221

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

با كل سوار و پيادهء خويش صفها آراسته مقابل آمد - لشكر منصور مستعد ايستاده بود - ملك الشرق عماد الملك « 1 » از قلب و مجلس عالي فتح خان و ملك يوسف و راى هينو « 2 » از ميمنه - و مجلس عالي زيرك خان و ملك كالو و خان اعظم اسلام خان و خان اعظم كمال خان از ميسره مقابل « 3 » او روان كردند - چون افواج لشكر منصور معاينه كرد « 4 » هم از دور روى به انهزام داد - مبارزان لشكر منصور به يكبارگى حمله كردند - تعبيهء او بشكست و منهزم گشت - و چنان پشت داده « 5 » كه بازپس نديد - بعضى سران لشكر « 6 » او در اثناى فرار كشته گشتند - و خود با تمام لشكر درون حصار كه گرد بنگاه خويش برآورده بود درآمد - چون لشكر منصور نزديك حصار رفت و زور آورد طاقت حمله آوردن نتوانستند - جمله در آب جيلم « 7 » درآمدند - و بيشترى بفرمان الهي بلشكر فرعون رسيدند - و باقي ماندگان بعضى كشته و بعضى اسير و دستگير گشتند - حاجيكار « 8 » زخمي بود در زمرهء غرق‌شدگان درآمد - شيخ علي و امير مظفر سلامت از آب عبره كرده با سوار معدود در قصبهء سيور « 9 » رفتند - هرچه اسپ و اسلحه و رخت و كالاى ايشان بود - به تمام بر دست مردم لشكر منصور آمد - اين چنين حادثهء صعب و واقعهء تعب در ايام سالفه و عهود ماضيه بر هيچ لشكرى نگذشته بود كه بر ايشان گذشت - ازان روى « 10 » هركه روي به آب آورد غرق شد - و هركه پشت بمعركه نهاد سر بر باد « 11 » داد - بحدّى كه كسى را مجال پاى گريز و قوت دست‌آويز

--> ( 1 ) M . عماد الملك را از قلب ( 2 ) - Elliot , vol . IV . p . 71 , Rai Hansu . راى هنبو B . and I . ( 3 ) M . and I . از ميسرهء او روان شدند ( 4 ) B . معاينه كرده ( 5 ) B . omits كه بازپس نديد ( 6 ) B . بعضى سر لشكر ( 7 ) I . آب جيلم غرق شدند ( 8 ) B . حاجبكار ( 9 ) شور Tabakat Akbari , p . 282 ، سور B . ( 10 ) B . ازان روز ( 11 ) M . سر داد