يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

213

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

لوهور زند « 1 » ملك الشرق ملك سكندر در قصبهء كلانور آمد - راى غالب كلانورى جمعيت سوار و پياده برابر كرده مقابل جسرتهه در نواحي كانكره بر لب آب بياه پيش رفت - جسرتهه مذكور نيز مستعد شده براى محاربه ايستاده - يك‌ديگر بجنگ پيوستند - بعنايت اللّه تعالى چون لشكر اسلام را فتح روى نمود در جمع او كسرى افتاد - غنايم كه از طرف « 2 » جالندهر آورده بود به تمام گذاشته پريشان و منهزم گشته باز طرف تيكهر « 3 » رفت - و هزيمت را غنيمت شمرد - ملك الشرق ملك سكندر مظفر و منصور طرف شهر ميمون لوهور مراجعت فرمود - در ماه محرم سنه اثنين و ثلاثين و ثمانمائه ملك الشرق ملك محمود حسن فسدهء كفار ولايت بيانه كه با محمد خان اوحدى جمع شده بنياد ( فساد ) نهاده بودند فرونشانده - و از خطهء بيانه براى پاىبوس حضرت همايون اعلى در شهر آمد - و بشرف پاىبوس مشرّف گشت - و بمراحم فراوان مخصوص گشت « 4 » - و اقطاع حصار فيروزه يافت - بعده « 5 » بندگى رايات اعلى عزيمت سوارى بجانب كوهپايهء ميوات مصمّم كرده بارگاه بالاى حوض خاص نصب گردانيد « 6 » - امرا و ملوك اطراف ممالك به حضرت پيوستند - از آنجا كوچ كرده در كوشك مهندوارى « 7 » نزول فرمود - مدتى آنجا مقام ساخته - جلال خان ميو و ميوان ديگر عاجز شده مال و محصول و خدمتى بر قانون قديم ادا نمودند - و بعضي بشرف پاىبوس مشرّف گشتند - در ماه شوال سنة المذكور بندگي رايات اعلى سالما و غانما طرف شهر مراجعت فرمود - درين سال هيچ طرف « 8 » مهمي نكرد - هم در اين « 9 » ايام خبر وفات

--> ( 1 ) M . لوهور رسد ( 2 ) B . غنايم كه طرف ( 3 ) M . تيلهر ( 4 ) M . omits گشت ( 5 ) M . omits بعده بندگى ( 6 ) M . گردانيده ( 7 ) M . هندوارى ( 8 ) M . هيچ‌طرفى ( 9 ) M . هم در آن ايام