يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

205

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

در كوهپايه مقام كرد - بعده بسبب تنگچهء غله و علف از آن ديار سمت دار الملك دهلي مراجعت فرمود - و در ماه شعبان سنة المذكور بطالع سعد و اختر ميمون در كوشك دولتخانه نزول كرد - سال ديگر در ماه محرم سنه ثلاثين و ثمانمائه سمت بيانه عزم سواري مصمّم گردانيده ميان ولايت ميوات شده شر و فسدهء ايشان را مالش داده در خطهء بيانه رفت - محمد خان پسر اوحد خان امير بيانه حصارى شده خلق بيانه را خراب كرده در حصارى كه بالاى كوه ساخته است بدويد « 1 » - و شانزده روز به قوت كوه با لشكر منصور محاربه ميكرد - دوم ماه ربيع الآخر سنة المذكور لشكر منصور مقابل محمد خان دهووه كرد - خداوند عالم با لشكر جرّار و مردان « 2 » نامدار از پس پشت دروازهء « 3 » كوه بالا برآمد - چون پسر اوحد خان خبر يافت طاقت نتوانست آورد منهزم شده درون حصار درآمد - چون پيشتر پيوستند محمد خان اوحدى مذكور در جمع خود تزلزلي و در قلعهء « 4 » خود تخلّلي ديد - دست و پاى گم كرده بضرورت دستار در گلو انداخته و پاى از سر ساخته از درون بيرون آمد - و بشرف خاك‌بوس مشرّف گشت - خدايگان گيتى مدار و بادشاه نوشيروان شعار جان او را اماني و تنش را از سر جاني ارزاني « 5 » فرمود - آنچه از جنس نقود و نفايس و اسپ « 6 » و اسلحه و رخت و كالا درون قلعه داشت - بوجه نعل بهاى اسپان لشكر منصور پيش‌كش « 7 » گردانيد - بندگي رايات اعلى چند روز در خطهء مذكور مقام ساخت - خيل و تبار او از قلعهء مذكور بيرون كشيد و به حضرت فرستاد و براى سكونت ايشان كوشك جهان « 8 » پناه تعين كرد - و اقطاع شق بيانه بحوالهء

--> ( 1 ) . I برد ( 2 ) B . مركبان نامدار ( 3 ) . I پشت در راه كوه ( 4 ) . I قلعه خللى ديد ( 5 ) B . جاني فرمود ( 6 ) . I اسباب و اسلحه ( 7 ) . I پيش گذرانيد ( 8 ) . I كوشك جهان‌نماى