يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
202
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
الشرق ملك محمود حسن گردانيده با لشكرهاى « 1 » انبوه با خيل و تبع در افطاع ملتان روان « 2 » كرد - چون در ملتان رسيد عامهء خلايق ملتان را استقامت داد - و هر يكى را انعام و ادرار و مواجب تعيّن فرمود - خلق ملتان آسودهحال و مرفّه گشتند - مردم شهر و ولايت را امنى پيدا آمد - و حصار ملتان كه در حادثهء مغل خلل « 3 » گرفته بود مرمت كنانيد - و لشكرى كثير گرد خود جمع كرد - همچنان خبر سوارئ الب خان امير دهار به قصد راى گوالير بسمع مبارك خداوند عالم رسانيدند - با لشكرهاى قاهره سمت گوالير عزيمت فرمود - چون نزديك خطهء بيانه رسيد پسر اوحد خان امير بيانه مباركخان اودر خود را بغدر كشته بود - از رايات اعلى بغي ورزيده حصار بيانه خراب كرده بالاى كوه برآمد - رايات اعلى در دامن كوه مذكور نزول فرمود - بعد مدتي پسر اوحد خان مذكور « 4 » عاجز شد - و مبلغى مال و خدمتى داده سر در ربقهء اطاعت درآورد - رايات اعلى بدولت و سعادت « 5 » از آنجا سمت گوالير به قصد الب خان نهضت كرد - البخان كنارهء آب چنبل « 6 » گذرها گرفته فرود آمده بود - رايات اعلى يكايك در گذرى ديگر - آب مذكور را عبره كرد - و ملك محمود حسن و بعضي امراى ديگر چنانچه ميوان و نصرت خان كه مقدّمهء لشكر منصور بودند و سواران يكّهتاز بنگاه البخان را غارت كردند - و بعضي سوار و پيادهء او را اسير و دستگير گردانيدند و در حضرت آوردند - رايات اعلى سبب آنكه جانبين اسلام بود جانبخشي كرد - و هر يكي را مخلّص گردانيد - روز ديگر الب خان مذكور رسولان در حضرت « 7 » فرستاد و مذاكرهء صلح در ميان
--> ( 1 ) M . لشكر انبوه ( 2 ) B . دوان كرد ( 3 ) B . omits خلل ( 4 ) M . omits مذكور ( 5 ) M . omits و سعادت ( 6 ) M . آب جيتل ( 7 ) I . در حضرت آورد و مذاكرهء صلح در ميان نهاد