يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
194
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
سبب تمرّد « 1 » جسرتهه مذكور اين بود - ماناك يك سال پيش ازين در ماه جمادى الاول سنه ثلاث و عشرين و ثمانمائه سلطان علي بادشاه كشمير با لشكر خويش در تهته « 2 » آمده بود - جسرتهه مذكور وقت بيرون آمدن با لشكر سلطان على مقابل شد - لشكر او متفرق بود - چيزى درون « 3 » و چيزى بيرون آمده - طاقت نتوانست آورد منهزم گشت - سلطان علي زنده بر دست او اسير آمد « 4 » - و اسباب و كالاى لشكر او « 5 » بيشتر بغارت رفت - جسرتهه مذكور « 6 » كوته انديشه و روستائى بود بر باد شد - و مشتي حشرات گرد « 7 » خويش جمع ديد ماخولياى شهر « 8 » دهلي در سر او افتاد - همچنان خبر وفات بندگئ رايات اعلي شنيد - با جمعى از سوار و پياده گذارا « 9 » آب بياه و ستلدر شده و تلوندئ راى كمال « 10 » مين را تاخت - راى فيروز از پيش او منهزم شده طرف جول « 11 » رفت - از آنجا جسرتهه مذكور در قصبهء لدرهانه آمد تا حد اروبر كنارهء آب ستلدر نهب كرد - بعد چند روز باز آب ستلدر عبره كرده طرف جالندهر لشكر راند - زيرك خان در حصار جالندهر محصّر شد « 12 » - جسرتهه سه كروهي از قصبه كنارهء آب پيسى « 13 » نزول كرد - مذاكرهء اصلاح در ميان آورد - آخر هر كسي از جانبين در آمده اصلاح دهانيدند - به شرط آنكه حصار جالندهر را خالى گردانيده به تسليم طوغان كند - و مجلس عالى زيرك خان يك نفر پسر طوغان مذكور را برابر
--> ( 1 ) I . تمرد ورزيدن ( 2 ) M . در ولايت تهته ( 3 ) B . چيزى درون در و چيزى بيرون ( 4 ) M . اسير آمده ( 5 ) M . لشكر و بيشتري ( 6 ) M . مذكور مردى كوته ( 7 ) M . مشتي حسرات كرد خوفش جمع ( 8 ) M . ماخولياى دهلي ( 9 ) B . گذارا لب بياه ( 10 ) M . كمال الدين ( 11 ) and Elliot , vol . IV . , p . 54 , Rai Firoz fled بجانب جون رفت Tabakat , p . 271 before him towards the desert . ( 12 ) B . محصّر كرده شد ( 13 ) M . آب بيني