يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
135
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
مقطع شقّ بداؤن و سيد علاؤ الدين برادر او را كهركو مذكور به جهت ضيافت در خانه خود برده بود و غدر كرد ايشان را بكشت - در سنه اثنين و ثمانين و سبعمائه سمت كيتهر « 1 » سواري فرمود بانتقام سادات مذكور - و ولايت كيتهر را نهب و تاراج كرد - و همه « 2 » را اسير كرد و دستگير و خوار و ذليل گردانيد انّ الملوك اذا دخلوا قرية افسدوها فى الارض و جعلوا اعزّة اهلها اذلّة فسدهء آن ديار را مالش داد - كهركو مذكور « 3 » فرار نموده و الفرار من ما لا يطاق من سنن المرسلين در ولايت مهترگان « 4 » كه در كوهپايهء كمايون است درآمد - سلطان ايشان را نيز نهب كرد - چون از آن مهم فارغ شده اقطاع بداؤن بحوالهء ملك قبول قرانخوان سرپردهدار خاص گردانيد - و در شقّ سنبهل براى مالش و ضبط « 5 » كيتهر ملك خطاب افغان را نامزد كرد - و هر سال باسم شكار هم « 6 » در ولايت كيتهر سواري ميكرد - ولايت مذكور چنان مضطر و « 7 » خراب گشت كه جز شكار دران ديار ديگر « 8 » نبود - سنه سبع و ثمانين و سبعمائه « 9 » در موضع بيولى هفت كروهى از خط بداؤن حصار برآورد و آن را فيروزپور نام نهاد - خلق آن را پور آخرين « 10 » ميگويند - بعده سلطان مرحوم پير و ضعيف گشته « 11 » و عمر قريب نود سالگي « 12 » رسيد - خانجهان كه وزير او بود مطلق العنان شد و همه كارهاى سلطنت را قبض كرد - امرا و ملوك فيروز شاهي به تمام مسخّر او
--> ( 1 ) M . كتهير ( 2 ) اذلّة up to و همه را اسير M . omits from ( 3 ) M . مذكور گريخته در ولايت ( 4 ) M . ولايت مهنكان ( 5 ) M . مالش و ضابط ( 6 ) M . omits در ( 7 ) M . omits مضطر ( 8 ) M . كه جز شكاري ديكر دران روز نبود ( 9 ) Elliot , vol . IV . , p . 14 wrongly translates 754 H . ( 1382 A . D . ) . See also Tabakat Akbari , p . 236 ( 10 ) B . بواخرپن ( 11 ) M . گشت ( 12 ) M . نود سالي