يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

122

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

كمال الدين گفت هركه اول در مملكت شروع كرده است او اولىتر است - و آن حضرت خدايگان‌اند « 1 » - رسولان كه آمده بودند سيد جلال الدين كرمتى و مولانا نجم الدين راضي و ملك ديلان هم در لشكر ماندند - داؤد مولا زادهء خواجه جهان را بازگردانيدند - فرمان شد بر خواجه جهان بگوئى اگر حقوق نعمت ما را و قدم خدمت خود را ياد كني از استبداد و جهل و ضلالت بازآئي و راه اطاعت سپري - مراحم در حق « 2 » تو بيشتر شود و گناه تو بخشيده گردد - داؤد در شهر آمد و آنچه فرمان شده بود به دو رسانيد - او بديد « 3 » كه شوكت و قوت خدايگاني تضاعف ميشد و خلق از هر طرف ميپيوست درين ايام ملك ابو مسلم و ملك شاهين بك پسران ملك محمود بك با عرايض و خدمتيها بدرگاه پيوستند و بمراحم مخصوص شدند - چون سلطان در خطهء سرستي رسيد ملك قوام الملك « 4 » روز پنجشنبه آخر ماه جمادى الآخر سنة المذكور بوقت نماز پيشين با جميع حشم و خدم « 5 » خود اسلحه پوشيده از شهر بيرون آمد - احرام حضرت جهان پناه بگرفت - و امير معظم كتبغه نيز موافقت نمود - و همان روز الاغان او در منزل فتح‌آباد به حضرت پيوستند - هم درين منزل شاهزاده مبارك قدم فتح خان ولادت يافت - و هم درين منزل خبر كشته شدن طغى از گجرات رسيد - دوم روز از بيرون آمدن قوام الملك - خواجه جهان بضرورت بر سمت حضرت بيرون آمد - بالاى حوض خاص نزول كرده در منزل « 6 » هانسي با امراى ديگر در حضرت پيوست - دستارها در گردن كرده در مجلس

--> ( 1 ) M . خدايگاني است ( 2 ) بيشتر ازان and B . مراحم در حقيق پيشتر M . ( 3 ) M . او به زور و شوكت ( 4 ) B . قوام الدين ( 5 ) M . خدم و حرم خود ( 6 ) M . منزلها هانسي