يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
117
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
كيفيت اسباب خرابي ملك و تعدّي سلطان درين تاريخ صواب نيست - كه بيان خطاى بزرگان مىشود * مصرع * خطاى بزرگان « 1 » گرفتن خطاست فامّا براى نصيحت اصحاب دولت و ابواب مكنت در قلم آمده تا بشنيدن اين قضيه « 2 » اعتبار گيرند و متنبّه « 3 » شوند - فاعتبروا يا اولي الابصار - القصه چون از غايت ظلم و تعدّى كار مملكت و امور سلطنت قصور و فتور « 4 » پذيرفت ازين انديشه و اندوه « 5 » زحمت بر تن سلطان مستولي شده - معهذا قصد تهته « 6 » كرده تا طغي را كه آنجا پناه گرفته با آن طايفه بدست آورده بكشند - بعد چند روز ازان زحمت صحت يافته امير قرغن « 7 » نايب بادشاه خراسان موازنه پنجهزار سوار با التون بهادر مغل بمدد سلطان فرستاده بود - سلطان التون بهادر را با لشكر او بمرحمتهاى وافر و انعامهاى فاخر مخصوص گردانيده - و ايشان همه برابر سلطان بودند - چون سلطان نزديك تهته رسيد باز همان زحمت عود كرد - بيست و يكم ماه محرم سنه اثنين و خمسين و سبعمائه بر لب آب سنده « 8 » برحمت حق پيوست * بيت * آنكه پا از سرِ نخوت ننهادي « 9 » بر خاك * عاقبت خاك شده خلق بر او ميگذرند « 10 » مدت ملك او بيست و هفت سال بود و اللّه اعلم بالصّواب *
--> ( 1 ) B . خطا بر بزرگان ( 2 ) M . قصه ( 3 ) B . و منتهي شوند ( 4 ) M . قصور رفيق پذيرفت ( 5 ) M . اندوه و زحمت ( 6 ) Barani , p . 524 تتهه ( 7 ) فرغن and Barani , p . 524 قزغن M . ( 8 ) M . بر لب آب رسيد برحمت ( 9 ) M . ننهند بر سر خاك ( 10 ) M . خاك شود بر سر او برگذرند