يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
108
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
سراى اعلي همين طايفه مينمود - و از هر « 1 » جنس متاع از برده و زر و نقره و كاغذ و كتاب بود ايشان خريده در خراسان « 2 » فرستادند - در سنه خمس و اربعين و سبعمائه ملك نظام مقطع كره باغواء و غرور چند غلامي كه ايشان را گرد آورده بود « 3 » بلغاك كرد . شهر اللّه برادر عين الملك از اوده لشكر ساخته كرده بر وي زد - لشكر او منهزم گشت - و او را زنده اسير و دستگير كرد - آن فتنه فرو نشست - بعد آن هم در سنة المذكور شهاب سلطاني در بدر بلغاك كرد - و خلق بدر را ترغيب كرده با خود يار « 4 » گردانيد - قتلغ خان براى دفع « 5 » شر او آنجا رفت - پسر خرد « 6 » شهاب الدين مذكور با جمعيت خويش پيش آمد - و مقاومت نتوانست كرد - منهزم شده « 7 » درون حصار بدر درآمد - پدر و پسر هر دو حصارى شدند - قتلغ خان ايشان را بامان دست « 8 » آورد و در حضرت فرستاد - و در سنه ست و اربعين و سبعمائه علي شه « 9 » خواهرزادهء ظفر خان علائي امير صده قتلع خان براى تحصيل [ از ] « 10 » ديوگير [ به گلبرگه ] رفته بود - آن طرف از لشكر و مقطعان و واليان خالي ديد برادران خود را با خود يار « 11 » گردانيد - بهرن « 12 » متصرف گلبرگه را بغدر كشت - مالهاى فراوان غارت كرد از آنجا در بدر آمد - نايب بدر را بكشت و اسباب فراوان بدست آورد - ولايت بدر ضبط كرد - ازين حال خبر كردند - قتلغ خان را با « 13 » بعضي امرا و ملوك و حشم دهار بدفع فتنهء او نامزد
--> ( 1 ) M . از جنس متاع ( 2 ) M . ميفرستادند ( 3 ) B . گرد آورده بلغاك ( 4 ) M . بازگردانيد ( 5 ) M . براى فتنهء شر ( 6 ) M . پسر خود ( 7 ) B . شد درون ( 8 ) M . بامان درآورد ( 9 ) عليشه كه خواهرزادهء ظفر خان علائى كه امير and Barani , p . 488 عليشاه M . صدهء قتلغ خان بود ( 10 ) عليشه مذكور از Barani , p . 488 ؛ تحصيل در ديوگير رفته بود B . and M . ديوگير به تحصيل در گلبرگه رفته بود ( 11 ) M . يار كرد ( 12 ) Barani , p . 488 بهيرن ( 13 ) B . خان را بعضي