ملا شيخعلى گيلانى

79

تاريخ مازندران ( فارسى )

در زير شكم اسپ او درآمد و كله در شكم اسب فروبرد . آن بارهء تيزخرام ، راست شده ، وشمگير از او جدا گشت و سرش بر زمين خورده ، على الفور به شكارگاه عدم رفت . بيستون بن وشمگير قائم‌مقام شده فى سنهء ست و ستين و ثلثمائه فرمان يافت . شمس المعالى قابوس بن وشمگير بر ملك نشسته . وى در فقه خنفى مهارت تمام داشت و تصانيف وافر نيز نموده و در خط رقم نسخ بر خطوط جمله خوش‌نويسان عالم كشيد . شيخ ابو على را هرگاه كه چشم بر خطش افتادى گفتى « هذا خط قابوس‌ام جناح الطاوس » . در باب فقه و حكومت او حكيم سنائى غزنوى گويد . فقه خوان ليك در جهنم جاه * همچو قابوس وشمگير مباش وى به حمايت كردن فخر الدوله على بن ركن الدوله حسن بن بويه از بيم عضد الدوله و مؤيد الدوله ، هفده سال در نيشابور ماند و بعد از وفات عضد الدوله ، فى ثمان و ثمانين و ثلثمائه باز بر ملك مسلط گرديد . چون بغايت سفاك و بىباك بود ، امرا در سنهء ثلاث و اربعمائه ، پسرش منوچهر را كه حاكم گيلان بود ، در جرجان طلب داشته ، قابوس را مقيد به قلعهء چناشك فرستادند . يكى از سرهنگان كه وى را در آن قلعه مىبرده ، در راه قابوس را گفت « چون تو آدم بسيار مىكشى ، من و چهار كس ديگر را نام برد كه اتفاق نموده ، ترا گرفتيم . » قابوس گفت اين سخن كه تو مىگوئى لغو است . اگر من آدم بسيار مىكشتم ترا و آن چهار نفر را نيز مىكشتم تا بدين حال گرفتار نمىشدم . امرا اتفاق كرده فى سنهء مذكوره در قلعهء چناشك من اعمال كبود جامهء جرجان وى را به قتل آوردند . فلك المعالى منوچهر بن قابوس بر ملك نشست . سلطان محمود غزنوى دختر خود به دو داد . وى بمرور انتقام از قاتلان پدر خود كشيد فى اربع و عشرين و اربعمائه وفات يافت .