ملا شيخعلى گيلانى
76
تاريخ مازندران ( فارسى )
خليفه از بغداد لشكر بر سر على فرستاد . قريب به شيراز معسكر ساخته ، نشستند . على شبى در خواب ديد كه انگشترى نگين فيروزه يافته . صبح آن شب را به عزم جنگ اسب طلبيده ، مركب فيروزهنامى پيش آوردند . هردو را به فال نيكو گرفته ، روان شد . چون بدان معسكر رسيد ، سپاه خصم فرار نموده بودند . در پيش خليفه فرستاد و مبلغى بر سبيل خراج ولايات تقبل نمود . خليفه به جهت او و برادرانش خلعت و القاب فرستاد . على ملقب به عماد الدوله و احمد به معز الدوله و حسن به ركن الدوله گرديدند . از برادران ، معز الدوله را به كرمان و ركن الدوله را به رى فرستاد و خود در شيراز نشسته . بعد از فتح كرمان ، معز الدوله در بغداد امير الامرا شد و خراج به كسى نمىدادند . و تشيع در عهد ايشان سمت شيوع يافت . معز الدوله در بغداد فرمود كه لعن اصحاب ثلاثه چنان كه نامزبور نبود ، در مساجد و بقاع نگاشتند . بدين طريق عبارت عربى كه لعن بر آنكس كه فدك را از فاطمه غصب نمود بر آنكه عباس را را داخل شورا نكرد و آنكه اخراج ابو ذر نمود و نام معاويه را صريح مذكور و مسطور ساختند . اهل سواد خوانده ، دانستند كه فدك را ابو بكر بازگرفته ، عباس را عمر داخل شورا نساخت و ابو ذر را عثمان اخراج كرد . و حال معاويه ظاهر بود . اما بعد از نگاشتن اين كلمات ، سپاه بغداد در شورش آمدند . وزيرش ديد كه غوغا بالا خواهد گرفت . از روى نصيحت وى را فرمود تا جنگ كردند . ليكن اثنا عشريه سب در خفيه و نماز آشكارا مىكردند و كتب ساخته شد . و قتل مرداويج در سنهء ثلث و عشرين و ثلثمائه واقع شده . على بن بويه كه وى را فرزندى نبوده و برادرش ركن الدوله حسن را سه پسر بودند . [ عماد الدوله على ملك به ] عضد الدوله داده ، مؤيد الدوله و فخر الدوله هر كدام را ولايتى افراز نمود . عماد الدوله على مدت پانزده سال