ملا شيخعلى گيلانى

61

تاريخ مازندران ( فارسى )

- وكيل خود - فرهاد خان قرمانلو - را فرستاده ، برخى را از ولايات مازندران متصرف شدند ، بالاخره به نفس نفيس تشريف برده تمام را تصرف نمود . آقا رستم روزافزون كه در عهد سيد شمس الدين بن سيد كمال الدين ترقى كرده بود و بعد از مير شمس الدين پسرش - سيد كمال الدين - را كشته و با مير عبد الكريم بن مير عبد اللّه مقتول به هم و شريك شده ، چون در اوايل خروج شاه اسماعيل ، محمد خان شيبانى اوزبك ولايت خراسان را از اولاد امير تيمور انتزاع نمود ، آقا رستم ، روزى گفته « 1 » كه بعد از اين دست من و دامان شيبك خان . اهالى مازندران اليوم « شيبك خان » مىگويند و مىنويسند . هم شاه اسماعيل در خراسان رفته با محمد خان جنگ واقع شد و شيبك خان كشته گشت . و آن سخن آقا رستم به گوش شاه رسيده بود . فرمود كه دست محمد خان شيبانى مغول را ببريدند و مصحوب يكى از قورچيان قزلباش نزد آقا رستم روزافزون ارسال داشت كه ناگاه در دامن آقا رستم انداخته بگو « فلان كس مىگويد كه دست شيبك خان در دامن تو . » چون آن قورچى فرمان به امضا رسانيد ، آقا رستم از غايت توهم در آن دو سه روز بمرد . آقا محمد بن آقا رستم به جاى پدر منصوب شد . به اتفاق مير عبد الكريم مير - بزرگى با خواجه مظفر بتكچى - حاكم ولايت جرجان - روانهء اردوى شاه اسماعيل گشتند و در حوالى سمنان به پاىبوس معزز شده ، مال دوسالهء سر كار مازندران را كه به سى هزار تومان قرار يافت ، هر دو قبول نموده ، مراجعت كردند . و هريك ، حاكم حصهء خود بوده . آقا محمد در سنهء ثمان و عشرين و تسعمائه در قلعهء نور محبوس گشت و در اوايل دولت شاه طهماسب خلاص شده ، همچنان با مير عبد الكريم سمت

--> ( 1 ) - اصل : گفته باشد .