ملا شيخعلى گيلانى
54
تاريخ مازندران ( فارسى )
چون فتح قلعهء استا نمود ، وى را به سياست تمام كشت . در تسلط و نسب سادات قواميه كه مير بزرگى نيز مىگويند مير قوام الدين بن سيد صادق بن سيد عبد اللّه بن سيد محمد بن سيد ابو - هاشم بن سيد على بن سيد حسن بن سيد على المرعشى بن سيد عبد اللّه بن سيد محمد الاكبر بن سيد حسن بن سيد حسين الاصغر بن امام زين العابدين عليه السلام ، جدش در خراسان رفته ، مدتى در خدمت سيد عز الدين سوقندى مريد بوده ، طريق سلوك مرعى مىداشت . برخى سيد قوام الدين را پسر سيد عز الدين سوقندى گفتهاند كه مريد شيخ عزيز جورى بوده . در سبزوار ، خواجه على مؤيد سربدار كه پادشاه شيعهء پاك اعتقاد بود ، از سيرت شيخان جورى كما ينبغى واقف گشته ، جملهء اين طبقه را كه معاصرش بودند ، به قتل آورده و در سبزوار خانقاه شيخ عزيز جورى و شيخ خليفه را مبرز مسجد جامع شهر كه خود برآورده بود ساخت . سيد عز الدين بعد از اين قضيه [ در ] اختفا به مازندران آمده ، در قريهء دابويه مقيم گشت . سيد قوام الدين بنابر سببى كه در ضمن قضيهء كياافراسياب چلاوى سمت گزارش يافت در سنهء ستين و سبعمائه به سلطنت خروج نموده ، مدت بيست و دو سال بدان امر خطير پرداخت و در محرم احدى و ثمانين و سبعمائه فوت شده ، در آمل مدفون گشت . از وى چند پسر والاگهر در وجود آمدند . از آن جمله سيد كمال الدين ولى - عهد [ و ] حاكم سارى و سيد نصير الدين والى آمل و سيد فخر الدين كه يكچند در رستمدار تسلط داشت ، زيرا كه سلطان ابو سعيد بن سلطان محمد خدابندهء چنگيزى فوت شده ، فرزندى نداشت و پادشاه صاحبوجودى به روى كار نبود ، در تمامى ايران و بعضى از بلاد توران نيز ملوك الطوايف شدند تا در