ملا شيخعلى گيلانى
51
تاريخ مازندران ( فارسى )
تاج الدوله يزدجرد بن شهريار بن اردشير [ به ملك ] نشسته . فى عهدش مازندران چنان آبادان شد كه هفتاد مدرسه در آمل معمور گشت . وفاتش در سنهء 698 . نصير الدوله شهريار بن يزدجرد والى شده در عهد الجايتو سلطان محمد ابن ارغون خاقان بن اباقا خان بن هلاكو خان فى سنهء 714 فوت شد . ركن الدوله كيخسرو بن تاج الدوله يزدجرد حاكم گشته در سنهء 738 وفات يافت . شرف - الملوك بن ركن الدوله كيخسرو والى شده در 734 وفات يافت . فخر الدوله حسن بن ركن الدوله كيخسرو بر ملك نشسته ، امير مسعود سربدار در عهد او لشكر به مازندران آورد . در وقت بيرون رفتن در كوهستان رستمدار مقتول گشت و طاعونى شيوع يافته اكثر آل باوند مردند . وى به خواهر ، داماد كيا - افراسياب چلاوى بود . لاجرم افراسياب به جهت هواى سلطنت كه جملة الملكش بوده ، دخترى را كه خواهر كياافراسياب براى شوهر اول داشته و دختر زن فخر الدوله و بر او حرام مؤبد بود ، مادر دختر مىگفته كه فخر الدوله با وى جمع مىشود . كياافراسياب به سخن خواهر اين فعل شنيع را وسيله ساخته ، غايبانه از علما فتاوى قتل فخر الدوله حاصل كرده تا در روز شنبهء 27 محرم سنهء خمسين و سبعمائه وقتى كه فخر الدوله حسن از حمام بيرون آمده با قطيفه نشسته بود و كتاب شاهنامه باز كرده پيش او ، خنجر خود را بالاى ورق گذاشت كه باد نگرداند . كياافراسياب با پسران خود در بيرون حمام بود . ازجمله پسرانش كياعلى و كيامحمد كه جوانان خوبصورت و خوشآواز بودند ، در سر حمام طلبيد كه شهنامه را به آواز بخوانند . كياعلى خنجرش را از بالاى كتاب برداشته ، چنان نمود كه ورق مىگردانم و بر شكم فخر الدولهء برهنهتن زده ، رخت هستيش را به باد فنا داد و دولت فرقهء ثالثه بل جملهء باونديه از او به نهايت رسيد .