ملا شيخعلى گيلانى
50
تاريخ مازندران ( فارسى )
و طبرستان درآمد . چون در سنهء ست و عشر و ستمائه چنگيز خان به عزم تسخير ايران متوجه شد عيال و اطفال خوارزمشاهيه را به جهت پناه در مازندران آورده ، به قلعهء ايلال كه اكنون قلعهء اولاد مىگويند ، بردند . از اين سبب سپاه مغول هجوم كرده ، ولايات دار المرز خصوصا مازندران خراب شد و سلطان محمد خوارزمشاه خود نيز در قلعهء جزيرهء آبسكون كه قريب است به شهر تمشيه متحصن بود و لشكر مغول به محاصره اشتغال داشتند . تا بعد از دو سال تحصن همانجا فوت شده بود [ در لباس خود ] پيچيده دفن كردند كه هفتاد خروار كوس و نقارهء طلا و نقره بر درگه او نوبت مىزدند و چهار صد هزار سوار ، ملازم ركاب او بودهاند . « فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ » [ فرقهء ثالثهء باونديه ] بعد از فترت مغول از فرقهء ثالثه باونديه ، اردشير بن شهريار بن رستم ابن داراى بن شهريار بن قارن بن سرخاب در سنهء خمس و ثلثين و ستمائه بر ملك نشسته ، آمل را دار الملك ساخت و بسيار جاها را كه از هجوم مغول خراب شده بودند به حال عمارت آورده فى سبع و اربعين و ستمائه فوت شد . شمس الملوك محمد بن اردشير بر ملك نشست . چون ايلخان ملقب به هلاكو بن تولى خان بن چنگيز خان از جانب برادر خود منكوقاآن به ايران آمد ، وى را با شهراگيم - ملك رستمدار - به محاصرهء قلعهء گردهكوه كه در تصرف ملاحدهء اسماعيليه بود بازداشت . ايشان فتح ناكرده ، بىرخصت به الكاى خود بازگشتند و به فرمان ابقا خان بن هلاكو هر دو به قتل آمدند فى 665 . علاء الدوله على بن حسام الدوله اردشير بعد از برادر به ملك رسيد كه امراى مغول معاونت كردند . در 675 فوت شد .