ملا شيخعلى گيلانى
45
تاريخ مازندران ( فارسى )
مادرش از بيم آذرولاش ، در كنار سارويه به منزل « 1 » باغبانى برده ، پنهان مىداشت . بعد از هفت سال ، خورزاد خسرو - سپاهى كولائى - در منزل آن باغبان ، كودكى در غايت حسن و جمال ديده ، احوال تفحص نمود . گفتند « پسر اين باغبان است . » گفت « نمىتواند بود ، راست بگوئيد . » نگفتند . آخر كار به تهديد انجاميد . گفتند « پسر به او بن شاپور است . » خورزاد خسرو ، او را در قريهء كولا كه به اطراف جنوب سارى واقع است ببرد . ساكنان كولا و قاطنان كوه قارن كه قريب هزار جريب است ، بر سر وى جمع شده ، به سلطنت برداشتند . و شبيخونى بر ولاش قاتل پدر زده ، به قتل آوردند . مدت ملك سرخاب سى سال و هو سرخاب بن به او بن شاپور بن كيوس بن قباد بن فيروز بن هرمز بن يزدگرد بن بهرام بن شاپور بن شاپور ذو الاكتاف بن هرمز بن نرسى بن بهرام بن بهراميان بن بهرام بن هرمز بن شاپور بن اردشير بن بابكان . اين فرقه را « ملك الجبال » مىگويند كه جبال هزار جريب محل اقامتشان بوده . بعضى از ايشان كوه و دشت هر دو را به تصرف داشتهاند و برخى تنها كوهستان را . مهر مردان بن سرخاب ملكش چهل سال . سرخاب بن مهر مردان بن سرخاب بن به او بيست سال ملك رانده . در سنهء احدى و اربعين و مائه باونداد بن هرمز بن النداى بن سوخرا در قتل اعراب اتفاق نمود . ابو جعفر منصور ، ابو الخصيب فرزدق را بر سر او فرستاد . او در حصارى متحصن شده . ابو الخصيب جمله حصارهاى جبال از او باز گرفت . وى در ثلث و اربعين و مائه خود را به زهر هلاك ساخت . شروين بن سرخاب بيست و پنج سال حكم رانده ، مهدى بن ابو جعفر ، پسر خود - هادى - را در ستين و مائه بر سر وى فرستاده ، مستأصل ساخت . شهريار بن شروين ، ملكش بيست و هشت سال .
--> ( 1 ) - در اصل : منزلى