ملا شيخعلى گيلانى
44
تاريخ مازندران ( فارسى )
خبر تسخير قلعه و اسير افتادن زن و فرزندان در اثناى راه به دو رسيد . از غايت اندوه زهر خورده بمرد . مدت سلطنت او پنجاه و يك سال . دولت آل گاوباره در مازندران به دو منقرض شد و اعراب تسلط يافتند . [ سلاطين آل باوند ] طايفهء ديگر از سلاطين مازندران كه آل باوند و باونديه مىگويند ، [ نسبت به ] به او بن شاپور بن كيوس بن قباد [ كردهاند ] . احوال كيوس سبق ذكر يافت . ايشان سه طبقهاند از ابتداى سلطنت تا آخر . دو نوبت ديگر ملك از تصرفشان بدر رفته ، باز تسلط يافتند . ابتداى دولت باونديه از خمس و اربعين هجرى تا خمسين و سبعمائه ، هفصد و پنجاه و پنج سال . « 1 » طبقهء اول چهارده نفر از خمس و اربعين هجرى تا سبع و تسعين و ثلاثمائه . فرقهء دوم هشت تن ، از ست و ستين و اربعمائه تا ست و ستمائه . زمرهء سيوم هفت كس از خمس و ثلثين و ستمائه تا خمسين و سبعمائه . شابور بن كيوس بن قباد ساسانى كه برادرزادهء نوشيروان بود ، بعد از قتل پدر در دست نوشيروان ، خدمت عم مىكرد و در عهد هرمز بن نوشيروان فوت شد . به او بن شاپور كه اصل قبيله است ، از جانب پرويز حكومت اصطخر و عراق عجم و آذربايجان داشت . چون نوبت ملك به پوراندخت بنت خسرو پرويز رسيد ، از خدمت زن عار كرده ، مجاور آتشكدهء كوسان كه جدش كيوس بن قباد ساخته بود گشت . اعيان طبرستان و مازندران وى را از آتشكده بيرون آورده ، پادشاه ساختند . پس از پانزده سال ملك فى ستين هجرى ، ولاش نامى خشتى بر وى زد بكشت . خشت زوبين است . وى در خمس و اربعين هجرى به ملك نشسته . از وى سرخاب نام پسر صغيرى مانده بود .
--> ( 1 ) - ظاهرا 705 سال صحيح است .