ملا شيخعلى گيلانى
32
تاريخ مازندران ( فارسى )
كرده ، اموال و نسوان خلايق را بر يكديگر حلال ساخت . زين سبب خلقى از رنوداوباش به دين او درآمدند و قباد نيز به دو گرويد . اكابر عجم به اتفاق ، قباد را گرفته ، برادرش جاماسب را پادشاه ساختند . قباد از زندان گريخته ، نزد خاقان رفت . خاقان سپاه عظيم به دو داده گسيل نمود . اشراف عجم نادم گشته ، همراه جاماسب تا خراسان استقبال كردند . وى رقم عفو بر جرايد جرايم جاماسب و ساير عجم كشيده ، خود خاقان را رخصت انصراف داد و ايالت رى و شيروان و خزر و ارمنيه را به جاماسب ارزانى داشت و خود به مداين رفت . جاماسب در خزر ساكن گشته ، وفات يافت . از وى چهار پسر ماندند . نرسى و بهوات و سرخاب و شيرخان كه جد ملوك شيروان است . نرسى كه پسر بزرگش بود ، به سلطنت نشسته ، نوشيروان در صدد تربيت او بيشتر از پدر وى شد و او به فرمان انوشيروان سد در بند شروان را كه عوام از سكندر مىدانند ، ساخت . نرسى نيز فوت شده ، پسرش فيروز بر تخت نشست و چند نوبت سپاه به گيلانات كشيده ، بالاخره مخدرهاى از سلاطين گيلان را در عقد خود درآورد . وى را از اين دختر ، پسرى تولد نموده ، موسوم به « گيلان شاه » گشت و گيلانشاه را پسرى در وجود آمده ، گيل بن گيلانشاه نام كردند . جيل بن جيلانشاه گاوباره بعد از پدر خود [ ا ] منا ، در هر جاى گيلان گذاشته خود به لباس مجهول با دو رأس گاوبار كرده ، از كنار دريا به طرف طبرستان و مازندران [ آمد ] و به درگاه آذرولاش سوخراى نوكر شد . چون مرد غريب بود ، وى را نمىشناختند و با دو رأس گاوبار كرده ، بدانجا رفته ، اسمش را به « گاوباره » تعبير كردند . در آن ديار از وى كارهاى مردانه به ظهور آمده . آذرولاش از حسب و نسب او خبردار گشت . محمد بن حسن الاسفنديار مىگويد كه گاوباره بدان لباس در رويان رفته ، آنجا را به حيز تسخير درآورد .