ملا شيخعلى گيلانى

28

تاريخ مازندران ( فارسى )

قراختائيهء كرمان از احدى و عشرين و ستمائه تا ست و سبعمائه ، هشتاد و شش سال . سلاطين مغول هلاكو و اولادش در ايران سيزده نفر ، از تسع و تسعين و خمسمائه تا احدى و ثلثين و سبعمائه ، صد و سى و يك سال . در اين سال سلطان ابو سعيد بن سلطان محمد خدابنده كه از اين طبقه پادشاه ذى شوكت بود ، وفات يافته ، در تمامى ولايات ملوك الطوايف فرمان‌فرما شدند كه از امراى او بودند ، خطبه و سكه به نام خود مزين ساخته ، هيچكدام سر به يكديگر فرود نمىآوردند . از آن جمله شيخ حسن ايلكانى در آذربايجان و بغداد و محمد بن مظفر كه مرد راهدارى بود ، در اصفهان و يزد و كرمان و شيخ ابو اسحق اينجو در فارس و اميره‌ها در ولايات جيلان و سادات مير بزرگى در مازندران و سربداران در سبزوار و جونى قربانيان در سرخس و طوس و ملوك كرت در هرى متمكن گشته ، دم استقلال مىزدند تا امير تيمور گوركان كه در شب وفات سلطان ابو سعيد متولد شده بود و در سى و [ نه ] سالگى فى احدى و سبعين و سبعمائه ، از اولاد چنگيز خان سيورغتمش خان را به سلطنت برداشته امير - حسين بن امير مسلاى بن امير قزغن را كه در اين زمان صاحب شوكتى مثل او بدان ديار نبود ، در بلخ كشته ، ماوراء النهر و خراسان را در تصرف آورد و پس از چند سال ديگر به جانب عراق نهضت فرمود تا بلاد شام و روم نيز تاختن كرد و ايلدرم بايزيد بن مراد غازى بن اورخان بن عثمان بن ارطغرل بن سليمان شاه را در روم گرفته مراجعت نمود و ملوك الطوايف جمله اطاعت كردند . اگرچه رونق رتق‌وفتق مهمات جمله با امير تيمور بود ، براى حق‌شناسى ، و طغراى فرامين مطاعه به نام و القاب سيورغتمش خان موشح گشت چنين كه « سيورغتمش خان يرلغندن » به فاصلهء مقدار بند انگشتى زيرتر از آن مىنگاشتند كه « تيمور گوركان سوزندن يرلغ » يعنى فرمان گوركان داماد