ملا شيخعلى گيلانى

13

تاريخ مازندران ( فارسى )

مدعى خواست كه آيد به تماشاگه راز * دست غيب آمده بر سينهء نامحرم زد آن ملعون چون از اين بدن بيرون آمد ، به ملايك تلامذهء خود گفت « اين شخص ميان تهى است ، زود باشد كه به بلاى جوع مبتلا گردد و بر اين از درجهء اعتبار بيفتد . » آنگاه خالق ارواح ، روح را آفريده ، فرمان داد كه به جسد آدم درآيد . چون جسم هم‌جنس او نبود ، داخل شدن را درنگ مىكرد . پس از آن به اكراه تداخل نمود و خازن قدرت ، امانت را كه كار بستن امر و نواهى است و بر آسمان و زمين و جبال ، يا بر اهل سموات و جبال عرض كرده بود و جمله ترسيده ، از تحمل آن سرباز زده ، بر آدم عرض كرد . وى قبول كرده ، متحمل آن شد . قوله تعالى « إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا » « 1 » بدرستيكه ما عرض كرديم امانت كه اوامر و نواهى معرفت اللّه است ، بر آسمان و زمين و كوهها ، پس سر - باز زدند از قبول كردن و بترسيدند از برداشتن آن و برداشت آن را مردم ، يعنى آدم از خداوند . بدرستى و راستى كه هست بسيار ظلم‌كننده بر نفس خود و سخت نادان است . چنان كه امانت را كه به معنى « ادا كردن » است ، ادا نمىكند . مخاطب ابناى آدم‌اند . خواجه حافظ گويد : آسمان بار امانت نتوانست كشيد * قرعهء فال به نام من ديوانه زدند محمد بن جرير طبرى مىگويد كه ظلوما جهولا ، يعنى انسان به قوت ظلومى و جهولى خود امانت را دريافت ، نه بمعنى ظلم‌كننده و نادان است . چون ابناى آدم در آن وقت بالقوه بوده‌اند ، قائل اضافه به خود كرده است . و شيخ ابو سعيد ابو الخير نيز معنى اين بيت را به خود اضافت نموده ، نظم كرده :

--> ( 1 ) - سورة الاحزاب ، 33 . آيهء : 72 .