ملا شيخعلى گيلانى

102

تاريخ مازندران ( فارسى )

آرامگاه ، داعيهء ياغيگرى كرده ، به قتل رسيد . يكى ديگر خواجه تقى زوبين‌دار بن محمود زوبين‌دار كه از وزراى حكام مازندران بوده‌اند و با نصر كلاته و تالارپى تمام از او بود و او بغايت فضيلت - دوست و صاحب كتب بسيار . الوند ديو طالب املاك و قراياى او مىبود . تا يكى از زيردستان و نوكر و مطيع او را كه كيخسرو درزى مىگفتند ، به مواعيد نادلپذير املاك خواجه بفريفت و آن نمك به حرام سگ ، خواجهء كريم - النفس را بكشت . ديگرى سيد گته مير دريابار مىگفتند . الوند ديو مكرر تاخت برده ، بند نگرفت ، و ريزه ارباب مطيع و نوكر بسيار بودند . ( ؟ ) فرقهء ديگر از ارباب و اعالى بارفروشده و توابع از اعيان بارفروشده ، آقا شريف بنه‌دار با يازده برادر شجاع بود و نوكر آقا بيژن رئيس . پس از او سر به الوند ديو و يوسف رئيس فرود نمىآورد ليك چون كله شمس الدين ديو ، بدان طرف رفت ، به قدم تلقى پيش آمده ، در قلعهء بارفروشده ، از مردمان ملك سلطان محمد مساعى جميله به ظهور رسانيد و پس از فوت شمس الدين ، از مطاوعت الوند ديو سرباز زده از برادرانش آقا غلامعلى [ كه ] صاحب رشد و كمانكش و كماندار خوب و نوكر بسيار داشت و ده برادر بعد از آقا شريف او را زانو مىزدند . چيزى نخوانده بود و ارقام تقويم شمسى را خوب مىدانست . و بعد از او برادر ديگر آقا بوداق نام داشت . مرد سپاهى و با نوكر بسيار . آن شريف چنان كه سابقا مسطور شد ، همراه خانزاده سلطان مراد ولد ميرزا محمد خان بن مير سلطان مراد ، در جنگ الوند ديو كشته شد و آقا غلامعلى بيشتر از پيشتر ترقى كرده . نوبت اول كه فرهاد خان آمد ، به جهت كمان -