ملا شيخعلى گيلانى

84

تاريخ مازندران ( فارسى )

شمس الملوك محمد بن كيخسرو بعد از حكومت ، پنج سال و كسرى فى سنهء 717 وفات يافت . نصير الدوله شهريار بن كيخسرو ، پس از برادر خود والى گشته فى سنهء سبع و عشرين و سبعمائه در دست اسكندر نام - برادرزادهء خود - به قتل آمد . تاج الدوله زيار بن كيخسرو ، بعد از برادر ملك شده ، پس از هفت سال فى سنهء 734 فوت شد . جلال الدوله اسكندر بن زيار بن كيخسرو والى گشته در زمان او امير مسعود سربدار ، در مازندران آمد و فخر الدوله حسن باوندى والى بود . كس وى را پيش نيامد . چون خواست كه بدر رود ، در كوهستان رستمدار ، سر راه بر مسعود گرفت و او را كشتند و مردمان رستمدار كه تا آن وقت سر نتراشيده بودند ، تراشيده ، دستار بستند . اسكندر صبح شنبهء 21 ذيحجه ست و اربعين و سبعمائه ، قلعه و شهر كجورا طرح انداخته ، بساخت . و بعد از بيست و هفت سال در سنهء احدى و ستين و سبعمائه كشته گشت . بيان اين قصه آنكه ، ملك را نديمى بود ، شبى با يكى از اهل مجلس در سر شراب نزاع آغاز كرد و برايش كارد كشيده ، غوغا در گرفت و چراغ فرو نشست و كاردى نيز در دست ملك خورد . ملك اسكندر ديد كه خانه تاريك و غوغا برخاست ، مبادا كه دانسته حربهء ديگر بر وى آيد . از خانه بيرون رفت . از مردمان اندرون شخصى كه واقف از زخم خوردن ملك بود فرياد كرد كه ملك را كشتند . مقارن اين حال در آن تاريكى ، ملك بيرون رفت . ايشك اقاسى بيرون در پنداشت اين مرد آن كس است كه ملك را كشته و مىخواهد كه بدر رود . شمشير از نيام برآورده ، زد از پاى درآورد . فخر الدوله شاه غازى بن زيار ، پس از برادر به حكومت نشسته ، در سنهء ثمانين و سبعمائه فوت شد . عضد الدوله قباد بن فخر الدوله ، بعد از بيست و يك سال ملك ، در محاربهء سيد فخر الدين بن مير قوام الدين مير بزرگ به قتل رسيد . سعد الدوله طوس بن فخر الدوله در خدمت امير تيمور بود . وقتى كه سادات