محمد رضا واليزاده معجزى
92
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
امير احمدى را ملاقات كرده به سعايت و تفتين پرداخته و گفته بوده كه مهر على خان ديگر آن مهر على خان سابق نيست و عقيدهاش تغيير كرده و آن صدق و صفايى را كه مورد انتظار بوده در وى نمىبينم . او به ما دروغ مىگويد و سرمان كلاه مىگذارد و مشغول به كار خودش مىباشد و شما را به حساب نمىگيرد . او چندين هزار راس گاو و گوسفند و اسب و قاطر را كه بابت ماليات گرفته و يا از بيرانوندها غارت كردهايم معلوم نيست چه كرده ؟ به چه كسانى فروخته و پولشان كجاست ؟ چرا حساب آنها را روشن نمىسازد ؟ وجوه نقد را چه كرده و نزد كيست ؟ و اضافه كرد كه ما آلت دست و وسيله پيشرفت اغراض شخصى « 1 » او شدهايم . با كمك ما دشمنان خود را كوبيده و حالا به خودمان هم اعتنا ندارد و چنان مست باده غرور شده كه كسى را بالاتر از خود نمىبيند و اصلا به نظرات و پيشنهادهاى من وقعى نمىنهد . 15 امير منظم غير از سرهنگ گيگو دشمنان سرسخت ديگرى داشت كه مرتبا عليه او نزد امير احمدى سعايت مىكردند . چنان كه گفتيم رفتار او هم در اين اواخر تعريفى نداشت و باعث تشديد سوءظن مىشد . بالاخره امير احمدى مصمم شد كه سرى به الشتر بزند و از نزديك امير منظم و كارهاى او را مشاهده نمايد . البته او تصميم خود را چندى قبل گرفته بود منتهى مىكوشيد كه غلامعلى خان را هم به دام بيندازد ، آنگاه امير منظم را هم توقيف و او را با شيخ على خان و غلامعلى خان و چند نفر ديگر كه در زندان بودند اعدام نمايد و شبيخون 12 بهمنماه به همين منظور بود . در اين شبيخون كه با كمك امير منظم انجام گرفت ، غلامعلى خان بطور معجزهآسايى « 2 » فرار كرد و به سمت پشتكوه رفت و به اصطلاح مرغ از قفس پريده و ديگر سهل و آسان به دام نمىآمد و امير احمدى بهتر آن دانست كه به اعدام نفرات كمترى قناعت كند و غلامعلى خان و اتباعش را بگذارد براى وقت ديگر . بارى امير احمدى جهت بازديد به الشتر رفت و امير منظم را نزد خود فراخواند . او كه مىدانست سرهنگ گيگو برايش مايه گرفته و از اين حيث ناراحت بود نتوانست به سؤالات امير احمدى پاسخهاى مناسب بدهد و غالبا جوابهايى مىداد كه امير احمدى را بيشتر نسبت به خود بدبين مىساخت اين بود كه امير احمدى تعليمات لازمه را جهت توقيف او داد و به شهر مراجعت كرد . روز 20 اسفندماه كه مقرر بود در آن روز سرهنگ گيگو مهر على خان را توقيف كند مهر على خان و سرهنگ گيگو ماليات طوايف خمسه و دولتشاهى و بسطامى را گرفته و در حركت بودند .
--> ( 1 ) . اصل : شخصيه . ( 2 ) . اصل : معجزآسا .