محمد رضا واليزاده معجزى
85
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
عدهاى « 1 » سرباز به تعاقب آنان پرداخته و چند نفر از همراهان آنها را كشتند ، مع هذا به نحو غير منتظرهاى با كمك خود زنها موفق شدند نواميس خود را از اسارت نجات دهند و از آن گيرو دار هولناك جان سالم به در برند . در اين بين اسب يك نفر از خوانين كشته شد و چيزى نمانده بود كه گرفتار شود . ولى ديگران او را به ترك انداخته و از معركه به در بردند ؛ لكن هنوز از محيط خطر دور نشده بودند كه نظاميان سرهنگ گيگو و سواران مهر على خان از آنها جلو افتاده « 2 » و نزديك بود كه همهشان دستگير شوند . ولى با تلاشى كه فراريان كردند ، بالاخره از خوان دوم نيز رد شده و خود را به چقلوندى رسانيدند و از آنجا به قسمت علياى هرو عزيمت و به هرنحو شد خويشتن را به آبادى شاه جمشيدى واقع در ملهتخت رسانده و به منزل خانى مرادى كه از خوانين مرادى بيرانوند است وارد شدند . در آنجا غلامعلى خان براى اينكه سبكبار باشد و نيز از ترس اسارت ، زنان و بچههاى كوچكش را به خانه پدرزنانش فرستاد . اين هنگام اشرف خانم بيوه على مردان خان نزد غلامعلى خان رفته و با چشم گريان گفت : آقاى امير همايون تكليف من چيست ؟ غلامعلى خان از اين سخن او متاثر شد و گفت : اشرف خانم شما زنى شهرى هستيد و مىتوانيد پيش برادرتان برويد . اشرف خانم كه ظاهرا انتظار همچو اجازهاى داشت ، به اتفاق هما خانم خواهر على مردان خان به خرمآباد حركت كردند . بعد از فرار غلامعلى خان [ تعقيبكنندگان ] اموال و احشام بيرانوندها را غارت كرده و به طرف سرآبتلخ به راه افتادند . امير احمدى بىاندازه مايل بود كه به وسيله يك نفر از محارم و خصيصين على مردان خان از جزئيات و خصوصيات زندگانى ايلى او آگاه باشد و بداند اين شخص چگونه زندگى مىكرده و مخارج گزاف خانهاش را تأمين مىكرده و در غارتها و چپاولها رويهاش چه بوده و با چه اشخاصى در خرمآباد دوست و يگانه بوده و مراوده داشته و چيزهاى ديگر از اين قبيل . بنابراين وقتى شنيد اشرف خانم زن سوگلى على مردان خان به خرمآباد آمده ، او و هما خانم خواهر على مردان خان را به دفترش احضار كرد و شروع به سؤالات از آنها نمود . ولى اشرف خانم در جواب امير لشكر گفت براى پاسخ دادن به سئوالات شما ملكزاده خانم خواهر ابوينى على مردان خان از همهكس مناسبتر است و با اين عذر ، شانه از اين كار خالى نمود . 13 بارى غلامعلى خان بعد از اعزام زن و بچه به خانه پدرزنش نظر على خان امير اشرف ، به اتفاق پسران بزرگسال خود و ساير خوانين زينبى كه همراه او بودند ، در همان شب دوازدهم بهمنماه
--> ( 1 ) . اصل : عده . ( 2 ) . اصل : به آنها جلو انداخته .