محمد رضا واليزاده معجزى
53
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
و بىسروصدا مشغول زندگانى روزمره خود بودند دچار وحشت و اضطرابى شديد كردند . بطورى كه جهت رها ساختن كدخدايان و سرشناسان محبوس در مقام عكس العمل برآمدند . ولى [ . . . ] چون امير احمدى با استحضارى كه از عادت ييلاق و قشلاق عشاير لرستان داشت ستونها را در تاريخ بيست و چهارم آبانماه 1302 به طرف خرمآباد سوق داد . ستونهاى سرباز بهسوى خرمآباد به حركت [ در ] آمدند در اين ماه [ كه ستونها به طرف خرمآباد حركت كردند ] كوچ و بار عشاير از لرستان به مناطق گرمسير خوزستان و پشتكوه حركت كرده بودند و چنانچه امير احمدى در اين موقع مناسب فرمان حركت را صادر نمىكرد ، مواجه با انبوه بيرانوندها [ . . . ] مىگرديد و كار او به دشوارى مىگراييد و به مراتب بيشتر از آنچه [ خسارت ] وارد شد تلفات جانى و خسارات مالى به ستونها وارد مىگرديد . لكن خوانين بيرانوند كه از سال 1301 در منطقه سيلاخور با لشكر غرب جنگيده و سرانجام بواسطه فشارى كه از طرف لشكر غرب به آنها وارد شده بود سيلاخور را خالى كرده و در حول و حوش خرمآباد سكونت گزيده بودند ، چون بوى خطرات جانى به مشامشان رسيده و با حس ششم دريافته بودند كه دولت جديد و سازمان جوان و نيرومند ارتش [ . . . ] ميدان فعاليت به [ . . . آنان ] نخواهد داد و به عبارت اخرى حساب اين دولت با دولتهاى پوشالى قبل بكلّى جداست ، اين بود كه به اميد سازش و كنار آمدن با امير لشكر و گرفتن تأمين جانى از او در آن سال از رفتن به پشتكوه خوددارى كرده و در پيرامون شهر خرمآباد اطراق كرده بودند و مىخواستند بههر نحو شده خود را به فرمانده قواى غرب نزديك كرده و مانند سابق كه از شاهزادگان و حكام قاجاريه كه از آنها صفت و القاب و مشاغل و احكام سرپرستى و يا مأموريتهايى مانند اخذ ماليات و خلع سلاح « 1 » و حواله عليق و سيورسات و امثال ذالك مىگرفتند از او همچنين احكامى دريافت دارند . اكثريت خوانين و رؤساى طوايف با قيطول خود مانده بودند ؛ اعم از آنان كه با امير لشكر قبلا تماس گرفته بودند و تأمين داشتند و آنان كه مقصر بودند . نخستين برخورد ستونها با الوار ستونها از بروجرد حركت و به ترتيب از چالانچولان ، گردنه رازان ، گردنه تگه تا آبستان كه
--> ( 1 ) . اصل : خلع السلاح .