محمد رضا واليزاده معجزى
49
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
و براى انتظامات لرستان از وجود او استفاده نماييد « 1 » . شريف الدوله بعد از تقى خان ، نام عده كثيرى از خوانين و رؤساى لرستان را كه در اين مدت با او مكاتبه داشته و او را واسطه گرفتن تأمين كرده بودند ، به زبان آورد از قبيل سلطان محمد خان مرادى ، طولابيها ، منصور خان رئيس تيره حيدر خانى بيرانوند و سردار رشيد مير بيك و ساير خوانين دلفان و دهها نفر ديگر از تيپ خوانين تا رسيد به نام شيخ على خان و غلام على خان ؛ امير احمدى كه تصور نمىكرد از لرستانيها كسى حاضر باشد كه با قواى نظامى همكارى كند و اگر اين را هم مىدانست شايد قلبا مايل نبود كه با كمك گرفتن از نيروى چريكى لرستانيها به فتح لرستان نايل شود و آرزو داشت كه افتخار اين [ . . . كار ] و گشودن دروازه لرستان كه از سى سال قبل تا اين تاريخ بسته شده و كسى را قدرت عبور از آن نبوده مختص به خودش باشد ، باطنا از اين راهنمايى شريف الدوله خوشش نيامد و لذا جواب داد اينها كه نامشان را ذكر كرديد چگونه حاضرند با برادران خود جنگ كنند بعلاوه در مقابل چه وثيقهاى ما مىتوانيم به آنان اعتماد داشته باشيم و به قول و لسان و پيمان آنها اتكا كنيم . شريف الدوله گفت : شما مىتوانيد به صداقت اين اشخاص اطمينان كامل داشته باشيد ، براى اينكه آنها منافع خود را در كمك به لشكر تشخيص دادهاند . به دو دليل واضح : نخست اينكه اين مردم به اميد پاداش آماده براى جانفشانى در راه هدف دولت مىشوند و انتظار دارند در نتيجه اين خدمتگزارى به دستگاه دولت نزديك شده مانند پدران خود مورد تشويق واقع شوند و به نفوذ آنها در محل افزوده گردد و بعدا از ناحيه دولت يا ارتش مأموريتهايى به آنان محول گردد . دليل دوم اين است كه هركدام از اين خوانين و طايفهشان رقيبانى دارند كه از آنها صدماتى ديدهاند . موقعى كه اينها نامشان در رديف خدمتگزاران صديق دولت ثبت شد مىتوانند در مقابل آن رقيبان با اتكا به قدرت دولت ايستادگى نشان دهند و چه بسا رقيبان آنها مقصر دولت شناخته شده از ميان بروند و بكلّى فكر اينان آسوده شود . من باب مثل در بخش الشتر صيد هاشم خان در مقابل قدرت مهر على خان امير منظم به ستوه آمده و رغما لانف او وارد تيپ دولتخواهان شده و آرزو دارد كه دولت بطورى مسلط بر لرستان بشود كه امثال امير منظم قدرت زورگويى نسبت به او و طايفهاش نداشته باشند [ . . . ] . شريف الدوله براى ديگران هم دلايلى از اين قبيل اقامه كرد و در پايان گفت : حضرت اجل
--> ( 1 ) . داستان كشته شدن او و سلطان رحمان خان بروجردى در گردنه پونه در صفحات بعد آمده است .