محمد رضا واليزاده معجزى

348

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

مثل باران مرگ بر سر آن چند هزار نفر لر با شدت مىباريد ولى رشادت و استقامت مردان لر سست نمىشد و با تهور جنون‌آميزى به حمله متقابل پرداختند و البته با دادن كشته زياد و تلفات بسيار سنگين . امير احمدى بر فراز يك بلندى ايستاده و دوربين حساس خود را كشيده و با دقت هرچه بيشتر گوشه‌ها و زواياى صحنه خونين رزم را تماشا مىكرد . از هرطرف گلوله مىباريد و جنگ با شدت جريان خود را طى مىكرد و عزراييل در رل موحش خود ، شنل سياه بلند را به دوش انداخته يك پاى خود اين طرف و پاى ديگرش را آن طرف كوه گذاشته و با داس بلند خود جان جنگجويان ته دره را با سرعت درو مىكرد . ولى عجيب اين بود كه از جانب كوه‌نمك يعنى همان جا كه مهر على خان با سوارانش به اتفاق سرهنگ گيگو و پانصد نفر نظامى كه به مانور آمده بودند مطلقا سروصدايى شنيده نمىشد و جنبنده‌اى پديدار نبود . خدايا چه شده ، آيا مهر على خان نيامده ، يا آمده ولى از نقشه من آگاه شده و نظاميان را در راه كشته و برگشته است . امير احمدى غرق در اين‌گونه تفكرات بود كه يك مرتبه دامنه پر از برف كوه سياه شد و لرها كه خود را در درّه گرفتار مىديدند به كوه نمك هجوم آورده و به سرعت از آن بالا مىرفتند . اى دادو فرياد ! اگر اينها موفق بشوند كه خود را به ارتفاعات كوه نمك برسانند كار ما زار است چون ديگر زور ما به آنها نمىرسد و آنها با عده زيادشان ما را خرد خواهند كرد . چيز عجيبى است . پس اين سرهنگ گيگو چه شده لرها دارند مىرسند به وسط كوه و ديگر گلوله خوب به آنها نمىرسد . . . رسيدند . . . . چيزى نمانده بود به بالاى كوه برسند كه يك دفعه صداى شليك شديدى از بالاى كوه شنيده شد و نظاميان گيگو پديدار شدند و مسلسلها را شليك كردند به سوى « 1 » گروه انبوه الوارى كه به خيال نجات خود و با سرعت به طرف مرگ مىدويدند . معلوم شد سرهنگ گيگو كه افسر مشهور كارآزموده‌اى بود مجددا عده خود را مخفى كرده بود تا الوار به بالاى كوه آمده و كاملا هدف مسلسل قرار گيرند . اين خدعه جنگى گيگو بسيار مؤثر افتاده و لرهاى بيچاره پس از دادن تلفات بىشمار از كوه نمك سرازير شده ، پا به فرار گذاشتند و بعد از دادن قريب هشتصد نفر اسير ، باقىمانده آنها موفق شدند از تنگ زاهدشير خود را خلاص كرده و در لرستان وسيع پراكنده « 2 » شوند . به اين طريق تسخير حقيقى لرستان شروع شد و طلسم اين نواحى مقهورنشدنى شكست زيرا پس از اين شكست قطعى و اسير شدن هشتصد نفر كه عده زيادشان از سران و خوانين قبايل

--> ( 1 ) . اصل : بستند در . ( 2 ) . اصل : تارومار .