محمد رضا واليزاده معجزى

345

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

تهديدات و غيره روحيه مستفظين را ضعيف كرده هرطور بود تلفاتى به آنها وارد مىساختند . مثلا بدون وحشت از تفنگ قراولان بالاى برج فرياد مىكردند : طناب را بياور مىخواهم از برج بالا بروم . كلنگ را بده مىخواهم برج را از پى خراب كنم و با اينكه تلفاتى هم مىدادند مع ذلك از رو نمىرفتند و شبى نبود كه چند نفر از نظاميان را تلف نكنند . از اين گذشته محمولاتى كه از بروجرد به خرم‌آباد براى اردو و غيره مىآمد و حامل آذوقه بود هرروز در راه مورد حمله واقع مىشد و اين حملات روزبه‌روز شديدتر و مكررتر مىگرديد . امير احمدى وقتى اين وضع خطرناك را مشاهده كرد ناچار به تهران متوسل شد و مثل كشتىهاى مين‌خورده روزى چند تلگراف اس - او - اس - به فرمانده كل مىفرستاد كه « شما به من وعده كرديد كمك بفرستيد وضعيت من بسيار خطرناك است آخر كارى بكنيد » . ولى فايده نداشت چون در آن موقع فرمانده كل به‌طورى در تهران دست به گريبان امواج متلاطم سياست بود كه جواب داد « فعلا حتى يك نفر سرباز هم نمىتوانيم بفرستيم زيرا خودمان در تهران بيشتر به وجود قوا محتاجيم » . گزارشهاى لشكر روزبه‌روز وحشت‌آورتر مىشد و بخصوص راپورت جاسوسان لشكر هرروز توطئه خطرناك مهر على خان را نزديكتر مىنماياند . يكى از راپورتهاى مخفى به‌طور مخبر معلوم كرده بود كه مهر على خان با طايفه قلندر حبشى و ساير طوايف مؤثر آن حوالى بندوبست محكم كرده بود . دختر داده و دختر گرفته و براى تحكيم و تضمين همدستىشان بر عليه امير احمدى سگى را به رسم محلى كشته و چال كرده‌اند . ( كه به آن گورسگ گويند ) و با اين تشريفات تعهدات خود را در نابود ساختن لشكر غرب و كشتن امير لشكر جسورش مثل اسناد لازم الاجرا محكم و غير قابل نقض نموده‌اند . راپورتهاى نظامى هم كه از فرماندهء عدهء همراهى مهر على خان مىرسيد جسته‌جسته مطالب فوق را تأييد مىكرد و بيشتر وخامت و ضعف را واضح مىنمود . امير احمدى در هرو ثروت سرشارى از بيرانوندها به دست آورده بالاخره پرونده توطئه را عليه او ساخته و جمعى از رباطىها را كه از مهر على خان به وى شكايت كرده بودند توقيف كرده بودند توقيف كرد كه شيخه در كره‌گاه مشغول تجهيزات و منتظر فرمان حمله است و قواى غلامعلى خان در سياه‌كمر مهياى اشاره مهر على خان مىباشد . در [ كتاب ] بازيگران [ عصر طلايى ] بعد از بيانات زندانيان اينطور ادامه مىدهد : اين قضيه در هفته اول بهمن‌ماه واقع شد و از مجموع گزارشهاى رسمى و محرمانه و استطافات بر امير