محمد رضا واليزاده معجزى

336

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

مثل جهودان سابق در همه‌جا پراكنده مىباشند . اقليتى كه در لرستان بين طوايف و ايلات و روستاها پراكنده مىباشند از همين دسته هستند كه به نام كولى شهرت دارند و در صدر مقاله راجع به آنان توضيحاتى داديم . در زمانهاى پيشين كه اشتغال به كار خوانندگى و نوازندگى در انظار مردم زشت و ننگين بود و آنها را عيب مىشمردند ، به‌طور كلى كاوليان اين مشاغل را به عهده داشتند و مجالس عروسى و سور و سرور را آنها رونق مىدادند . اگرچه حالا هم افراد اين فرقه از هنر خوانندگى و نوازندگى بهره‌مند مىباشند و در روستاها و بين طوايف وجودشان كم‌وبيش مورد استفاده واقع مىشود ، ولى با اين حال بايد گفت كه از تاريخى كه راديو و بويژه تلويزيون در سنوات اخير مورد استفاده مردم لرستان واقع شده بازار اين خنياگران و هنرمندان محلى خيلى كاهش يافته « 1 » و دچار ضيق معاش گرديده‌اند . اين بينواها هيچوقت با آب و زمين و كشاورزى سروكار نداشته‌اند و در روستاها كه دكان نانوايى وجود ندارد و آنها ناگزيرند كه در خانه نان بپزند ، گندم مورد احتياج خود را در سر خرمن از مردم مىگيرند . كاوليان لرستان دو فرقه‌اند : 1 - كناروند ؛ 2 - بىسادل . واژه « كناروند » به بزرگتران اين قوم گفته مىشود كه تقريبا معادل با واژه خان مىباشد . واژه « بىسادل » به معنى قيطولى و رعيت مىباشد عينا مثل « خان » و « بوركه » يا « بوره‌پيا » در ميان عشاير لرستان . گاهى كلمه « بىسادل » را به جاى فحش به كار مىبرند و دو نفر « كاولى » در حال منازعه و مخاصمه همديگر را « بىسادل » خطاب مىكنند يعنى ناكس و پست . سابقا كه در كوههاى لرستان خوك وحشى زياد بود ، يكى از سرگرميهاى كاوليان شكار خوك بود كه با كمك سگان شكارى اين كار را انجام مىدادند . منظره شكار خوك ( گراز ) آنها كه جمعى بيشتر از ده نفر با همين تعداد سگان شكارى گرازها را شكار مىكردند به قدرى جالب و تماشايى بود كه هيچ فيلمى به پاى آن نمىرسيد . شكار خوك وحشى در جنگلهاى لرستان براى جماعت كاوليان كارى پرسود بود . براى اينكه از گوشت آن مىخوردند و پشم و روغن آن را در تهران و همدان به بهاى خوب مىفروختند و رفع

--> ( 1 ) . اصل : كاسته گرديده .