محمد رضا واليزاده معجزى

311

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

خانه‌ها حركت و دور خانه‌ها را محاصره كردند . مقارن اين حال سرهنگ برخوردار و سرهنگ خسروى پارابلومها را كشيده و به سران دسته امير اعظم كه دو سه نفر از اخوان ايشان و غلامشاه خان سرتيپ‌نيا و عيدى خان عباسى و عده‌اى ديگر در رأس آنها بودند ، نهيب زد كه دستها بالا ! هركس تكان بخورد سوراخ خواهد شد . سربازان به [ محض ] شنيدن صداى سرهنگ هجوم برده ، عده‌اى را دستگير [ نموده ] و جمعى هم فرار كردند . يك ساعت طول نكشيد كه سرهنگ برخوردار با خشونت ، كسان امير اعظم را به بخشدارى آورد و به اتفاق جمع ديگر از هواداران امير اعظم و هواداران على رضا خان ( آقايان حاج اللهيار خان و حيات على خان و غلام آزادبخت ) و خود على رضا خان را تحت الحفظ به شهر فرستاد و خود چند روز در كوهدشت ماند و همه اموال و احشام غارت شده را پس گرفت و به صاحبان اموال داد و به اين ترتيب اغتشاشى را كه مسلما به ضرر هردو سر دعوا و مرافعه تمام مىشد ، خاتمه داد . در همان روزى كه سرهنگ برخوردار برادران امير اعظم را دستگير كرد ، از تهران خبر رسيد كه امان اللّه خان سردار بهادر انتحار كرده است . با تحقيقات بعدى معلوم شد كه مدير دفتر دادگسترى لدى الورود به تهران به امان اللّه خان گفته بوده كه بستگان و ساير هواداران امير اعظم بالاخره فايق آمده و خانه و زندگى شما را غارت كرده و كشاورزان هم از دادن بهره مالكانه خوددارى كرده‌اند . امان اللّه خان كه بعد از سالها خدمت روزگارش برگشته بود و نيز از قضيه تجزيه‌طلبى و حزب دموكرات سخت ناراحت « 1 » و مكدر بلكه از اوضاع مأيوس و نااميد شده بود ، عزم خود را براى خودكشى جزم كرده و شب به يار حسين ، ناظر خرج خود ، دستور مىدهد كه دو مثقال ترياك برايش بخرد . شب ترياك را در يك ليوان آب حل كرده و لاجرعه سركشيده بود و بدون هيچ تظاهر مثل روز گذشته نشسته بود . موقعى كه آقاى كشاورز صدر و ساير رفقا دورش جمع مىشوند ، آقاى كشاورز به فراست در مىيابد كه حال امان اللّه خان طبيعى نيست و سخنانش سروته درستى ندارد و بعد از تفرس معلوم مىشود يارحسين [ آن ] شب دو مثقال ترياك برايش آورده است . با اين قراين انتحار او

--> ( 1 ) . مرحوم امان اللّه خان فوق العاده وطن‌دوست بودند . البته اين صفت اختصاص به او تنها ندارد ، خود امير اعظم نيز اين صفت ممتاز را دارند .