محمد رضا واليزاده معجزى

305

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

به محض اين‌كه آقاى على محمد خان غضنفرى به حكومت دلفان منصوب شدند نوكرهاى قديمى و به قول خودشان للّه‌هاى آنها كه از دوازده سال قبل آرزوى ديدار او را داشتند به تصور اينكه حالا هم مانند سابق آقاى امير اعظم درآمدهاى كلان دارند ، همه از طرهان روى به دلفان آوردند . در خود دلفان هم عده كثيرى از ارادتمندان قديم كه چنين روزى را از خدا مىخواستند جل و پلاس خود [ را ] به جوار آقاى امير اعظم كشانيدند و ماحصل كلام آقاى امير اعظم كه آن موقع دستش از مال دنيا تهى بود ، وقتى به خود آمد كه قريب صد نفر از اين مفت‌خورها مانند گرگ گرسنه اطراف او را گرفته بودند و آن مرد محترم كه بعد از چند سال حبس و تبعيد به لرستان آمده بود كه تمدد اعصابى بكند و خستگى گذشته را جبران نمايد ، مانده بود كه توقعات آن همه ارباب توقع را چگونه قرين اجابت سازد . چون بار هزينه آقاى امير اعظم سنگين شد ناچار از جاده عدالت هم خارج گرديد و چون نمىخواست بعد از چند سال دورى از لرستان آبروى خود را بريزد و از طرفى هم سروصدا و شكايت از مردم برخاسته بود ، لذا امير اعظم در تابستان 1323 به تهران رفت 2 و [ سرپرستى ] بخشدارى به « فاضل‌پور » نامى محول گرديد . فاضل‌پور چون با اخوان و خويشاوندان امير اعظم ميانه خوشى نداشت و شايد از خود امير اعظم هم خوشش نيامده بود در مقام مخالفت با بستگان امير اعظم و برادرانش و معاونش صيد والى خان و درصدد عزل او برآمد ؛ لكن افخم السلطان فرماندار لرستان جدا از صيد والى خان منظمى پشتيبانى كرده و با نظر فاضل‌پور مخالفت كرد . آقاى امان اللّه خان غضنفرى بعد از مدتها زحمت در اثر كمكهاى مداوم آقاى كشاورز صدر منتظر الوكاله لرستان و آمد و رفت بالاخره حكم بخشدارى خود را در زمستان 1323 گرفته به خرم‌آباد مراجعت كرد ، بدون اين‌كه به افخم السلطان سعدلو كفيل فرماندارى وقت اعتنا بكند و به ملاقات او برود . افخم السلطان سعدلو به امان اللّه خان پيغام داد كه اگر مىخواستى در پست حكومت طرهان برقرار باشى بايستى قبلا به ديدار من آمده و با اجازه من كه فرماندار وقت و رئيس تو هستم به محل به روى . امان اللّه خان كه در دوران حكومتش در طرهان خدمات شايان به افخم نموده بود از اين پيغام سخت مكدر شده به لجاجت پرداخت و در عوض جبران مافات به او جواب فرستاد كه به محض ورود به محل جبران اين غفلت را مىكنم . افخم كه مىدانست امان اللّه خان به وعده وفا نمىكند مرتبا به او پيغام مىفرستاد و