محمد رضا واليزاده معجزى
286
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
حكمران لرستان غير از پشت ميز به هيچ جاى حوزه حكومت خود سركشى نكرده و كمترين اطلاعى از اوضاع و احوال بخشهاى تابع لرستان ندارد ؛ لذا او ظاهرا به قصد امتحان ، دكتر مرزبان را مخاطب ساخته و پرسيد : حاكم ، مردم در اين محل با چه وسيلهاى از رودخانه صيمره عبور مىكنند . دكتر مرزبان كه غير از عمارت استاندارى و يكى دو خيابان خرمآباد جاى ديگر را نديده بود چه رسد به آن نقطه دوردست كوهستانى ، لذا بدون توجه به اينكه در مسافتى بالاتر براى عموم مردم پل وجود دارد ، در پاسخ گفت : قربان در اينجا به وسيله كلك به آن دست رودخانه مىروند . شاه با قدرى تغير پرسيد : كلك يعنى چه . دكتر مرزبان كه معلوم نبود نام كلك و طرز ساختن آن را از كدام مادرمرده شنيده بود كه در چنين وقتى باعث دردسر و مسؤوليت او بشود در پاسخ مجددا تا زانو خم شده و عرض كرد قربان كلك چيزى است از نوع قايق كه لرها آن را به جهت عبور از رودخانه مورد استفاده قرار مىدهند . شاه اين بار با تشدد پرسيد : حاكم چه مىگويى كلك كدام است ؟ دكتر مرزبان گفت : قربان ! لرها چندين مشك جاى آب را پر از باد كرده با طناب به همديگر جفت مىكنند و آنگاه روى آن را به وسيله نى و حصير مىپوشانند . بعد پارچه قطور و نرمى مثل نمد يا چيزى شبيه آن رويش گسترده ماند بلم و قايق در آب مىاندازند و دو سرش را طناب بسته ، يك نفر در اين طرف رودخانه و يك نفر آن طرف رودخانه دو سر طناب را گرفته و كلك را كه سرنشين آن آرد يا حيوان يا بار و اثاثه است از اين سوى رودخانه به آن سوى مىبرند . رضا شاه كه از بىاطلاعى دكتر مرزبان نسبت به اوضاع لرستان سخت عصبانى شده بود ، گفت : حاكم چه مىگويى ! « 1 » اكنون خوب عينكت را ميزان كن تا نشانت دهم كه صد گام بالاتر از اين نقطه كه ما چادر برافراشتهايم ، بر فراز رودخانه پل ساخته شده و همه از روى آن مىگذرند بدون اينكه احتياج به كلك يا قايق باشد . دكتر مرزبان بيچاره نزديك بود از شدت ترس قالب تهى سازد و به سكته قلبى مبتلا شود . رنگش سفيد شده و قلبش به شدت مىزد و چنان مىپنداشت كه رضا شاه خيال دارد با چوبدستى تنبيهش كند . اين موضوع را نبايد ناشى از ترس و واهمه دكتر دانست زيرا [ هيچيك از زيردستان ] قدرت ايستادگى در مقابل رضا شاه را ، به هنگام عصبانيت نداشتند .
--> ( 1 ) . در صفحات قبل ذكر شد كه دكتر حسين مرزبان چون دست راستش در يكى تصادف كوهستانى قطع شده بود . . . هنگام تطهير و وضو و . . . كه مقدمات نماز مىباشند ، در خارج از محيط خانه در زحمت بود .