محمد رضا واليزاده معجزى
28
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
شاهبختى كه فرماندهى تيپ لرستان را به عهده داشت و على محمد خان شريف الدوله بىآدم كه سمت والى لرستان را داشت در بروجرد بودند [ و ] واسطه معرفى خوانين و سرشناسانى كه اظهار دولتخواهى مىكردند ، شده و براى آنان از امير احمدى اخذ تأمين مىنمودند . متن نامههاى اين قبيل اشخاص حاكى بود از تبريك ورود و اظهار مسرت از اينكه بعد از يك ربع قرن هرجومرج و آشوب و خودكامگى جهت خاتمه دادن به اوضاع آشفته لرستان و تنبيه آشوبطلبان سردار سپه . . . وارد عمل شده است و اين مژده كه متضمن راحتى و آسايش آنهاست موجب شده كه منويات خود را در نزد فرماندهى قواى غرب آشكار و براى [ . . . همكارى و جنگيدن ] جهت پيروزى قوا آماده و چشم به راه باشند . بديهى است كه جوابهاى امير احمدى نيز از حيث مضمون حاكى از ابراز مسرت و خشنودى از احساسات دولتخواهانه اين اشخاص و استفاده به موقع از وجود داوطلبان بود و تأمين لازم نيز به آنان داده مىشد . اينك براى نمونه متن چند نامه جوابيه امير احمدى كه براى مرحوم رستم خان سردار رشيد كاظمى فرستاده است ، به ترتيب تاريخ درج مىشود : موضوعى را كه به نظر نگارنده احتياج به تذكر دارد اين است كه مرحوم سردار رشيد و جمع كثيرى از خوانين منطقه دلفان با امير احمدى از سالهاى 1294 به بعد كه مصادف با جنگ جهانى اول است [ آشنا شده بودند ] . امير احمدى در آن سالها درجه سرگردى داشته و با پاراتوف كار مىكرده در كرمانشاهان و پشتكوه لرستان و حتى در منطقه دلفان تردد و يا مأموريت داشته و با بعضى از سرشناسان دلفان دوستى داشته و حتى در مجالس سور و سرور آنها شركت مىكرده است . چند سال بعد كه با درجه سرهنگى فرمانده رسته سوار نظام بوده و تحت فرماندهى ژنرال فليپاف روسى در بروجرد با قوام الدوله والى بروجرد و لرستان بوده و با خوانين بيرانوند درگيرى داشته كه قبلا ذكر كرديم مجددا با دوستان دلفانى خود بىرابطه نبوده به همين علت است كه در نامههاى جوابيه او به سردار رشيد كاظمى بوى دوستى و سوابق آشنايى به مشام مىرسد . پاسخهايى كه امير احمدى به نامههاى مرحوم سردار رشيد كاظمى مدتها قبل از تاريخ عزيمت به خرمآباد داده بسيار است و نگارنده چند فقره آن را كه دوست محترم آقاى على اصغر كاظمى به اختيارم گذاشته به عنوان نمونهاى از سبك نامهنگارى ارتش در آن زمان ذكر مىكنم . توضيحا اشعار مىدارد كه امير احمدى در اوقاتى كه در كرمانشاه توقف داشته به واسطه قرب جوار با منطقه دلفان و خدمتگزار بودن جمعى از رؤساى طوايف آن سامان گاهگاه دخالتهايى در