محمد رضا واليزاده معجزى

250

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

ميرزا محمد خان و مير اسفنديار خان برادرش و سايرين از اوايل سال 1309 تا سال 1317 در زندان قصر قجر محبوس و در اين مدت شاهد بسيارى از حوادث تاريخى ايران بودند . مانند : توقيف تيمورتاش وزير دربار مقتدر پهلوى كه اسما وزير دربار بود ولى رسما رجال بزرگ مملكت از خوف او سر راحت زمين نمىگذاشتند و حساسترين كارها بىمشورت و صلاحديد او انجام نمىشد و پستهاى مهم با نظر او به اشخاص واگذار مىگرديد . [ وى ] يك دفعه از اوج عزت و سرافرازى به حضيض ذلت و خوارى سقوط كرد و مدتى را در زندان قصر با منتهاى خفت گذرانيد و به قرار اظهار ميرزا محمد خان ، تيمورتاش در زندان به قدرى ناتوانى و ضعف نفس از خود نشان داده كه همه را به تعجب انداخته بود . او به هرپاسبان بيكارى در زندان التماس مىكرد ؛ آن هم با گريه و اشك و آه ؛ از خوردن غذا خوددارى مىكرد و از همه‌چيز واهمه داشت . دائما در خوف و خشيت [ روزگار ] مىگذراند و نمىتوانست اعصاب خودش را كنترل كند . دائما ضجه و ناله را سرمىداد و حتى گاهى گريه هم مىكرد [ . . . ] بالاخره از شدت قلق و اضطراب سلامت مزاج خود را از دست داد و چيزى نگذشت كه رخت به ديار عدم كشيد . سخنان ضد و نقيض دربارهء مرگ او بسيار گفته‌اند . از جمله اشخاص مهم و سرشناس كه در ايام محبوس بودن ميرزا محمد خان و اقوامش به زندان قصر آوردند مرحوم سردار اسعد بختيارى و نصرت الدوله فيروز و امير جنگ بختيارى و برادرش منوچهر خان و ده‌ها نفر ديگر از رجال سرشناس ايران [ بودند ] كه هريك به نوبه خود داستان على حده‌اى دارند و خود موضوع بحث جداگانه‌ايست و نگارنده آن را در مقالهء ديگرى نوشته است . بارى مدت حبس ميرزا محمد خان و مير اسفنديار خان و ساير زندانيان لرستان - به استثناى عليرضا خان و يد اللّه خان و نصر اللّه خان بيرانوند - در سال 1317 به پايان رسيد و از زندان مرخص شده و به بجنورد تبعيد گرديدند ؛ در حالتى كه آه در بساط نداشتند . برادرزادگان آنها كه در صيمره بودند با اينكه از وجود اينان به مال و ملك و ثروت رسيده بودند ، دست روى اموال منقول و غير منقول آنها گذاشته و حاضر نبودند چيزى براى آنها بفرستند . ميرزا محمد خان و مير اسفنديار خان در صيمره تعداد زيادى مسكوك طلا براى روز مبادا در گوشه و كنار كبيركوه قايم كرده بودند كه آنها هم از ميان رفته بودند بدون اين‌كه فايده‌اى به حال صاحبان اصلى خود داشته باشد . ميرزا محمد خان موقعى كه به زندان رفت مردى تنومند و قوىبنيه و خوش‌سيما بود و زمانى كه از زندان بيرون آمد پيرمردى فرتوت و بىنهايت ضعيف و عليل [ گشته ] بود .