محمد رضا واليزاده معجزى

233

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

ربط محصول بر آنان تحميل نمايند . شيره ترياك آنها را بار زده به انبار دولتى برده و توقيف ساخته بودند و ساير محصولات [ را ] نيز تحت‌نظر قرار داده بودند كه به محض آماده شدن جهت بهره‌بردارى تصرف و به انبار دولت ببرند . لذا باز هم يوسفوندها عازم شهر جهت تظلم به فرمانده لشكر شدند . ولى چون سال قبل در تنگ شبيخون ، اشرار ، منصور خان اكبرى رييس طايفه مزبور را كشته و دو نفر را هم مجروح كرده بودند ، ناچار براى رهايى از چنگ اشرار « اكل از قفا » نموده از طريق نهاوند و بروجرد نزد امير احمدى شتافتند و شكايات خود را از اداره دارايى به سمع او رسانيدند . مقارن اين احوال مرتبا واحدهاى نظامى به جهت تعاقب اشرار به الشتر مىآمدند ، لكن كارى از پيش نمىبردند تا اينكه حسب الامر فرماندهى قواى غرب سرهنگ عبد العلى خان مأمور تعقيب و دستگيرى اشرار شد و ستوان غلامعلى آزادى و سروان قاسم خان پسيان كه قبل از او براى تعاقب اشرار مأمور الشتر شده بودند به سرهنگ عبد العلى خان پيوستند و نفرات او همگى در برابر قلعه مظفرى خيمه برافراشتند . ياغيان كه مسأله تعاقب را خيلى جدى مشاهده كردند با وسايل مختلف نزد سرهنگ آمدند و هركدام حكم محلى را به نام خود از سرهنگ گرفته و ظاهرا در آن محل مستقر شدند و تعهد كردند كه اگر عمل خلافى از آنان مشهود شود به اشد مجازات تنبيه شوند ؛ ولى از آن‌جايى كه به قول معروف « توبه گرگ مرگ است » و « ترك عادت موجب مرض است » باز هم آرام ننشستند و روزها در جلد ميش و شبها در جلد گرگ مال مردم را سرقت مىكردند . اوايل فصل پاييز امير احمدى شخصا به الشتر رفته اولا دستورات كافى راجع به ياغيها و سارقين به سرهنگ عبد العلى خان داد و ثانيا دم در اداره دارايى الشتر رفته امين ماليه را احضار و به او ابلاغ كرد كه غرض وى از سفر الشتر ، پس‌گرفتن ترياكهاى توقيف شده يوسفوندها است . آنگاه روى به يوسفوندها كرده گفت همين الان برويد و ترياكهاى خود را از دارايى تحويل بگيريد . شب را در الشتر ماند و روز بعد به خرم‌آباد برگشت . مقارن همين اوقات درجه سپهبدى او را دادند . چند روز بعد از آن ، سرهنگ عبد العلى ، ياغيان به ظاهر تسليم شده را تحت عنوانى احضار و همه را زندانى كرده به خرم‌آباد فرستاد و از آن‌جا هم به تهران اعزام و به زندان قصر قجر تحويل شدند . امير احمدى هراندازه تلاش كرد كه بتواند لرستان را قرين امنيت و آرامش سازد مقدور نشده و لازم آمد كه از سياست مدارا هم عدول كند . وى به تجربه دريافته بود كه لرستانيان با آدمكشى