محمد رضا واليزاده معجزى
215
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
بگذارند ( 2 ) وجود عدهاى متخصص آلمانى را بهانه تجاوز ناجوانمردانه خويش ساخته و در [ زمان ] دولت آقاى على منصور غفلتا از سه جانب به خاك ايران حمله و شروع به پيشروى كردند و رضا شاه مجبور شد زمام امور را به دست پسرش بسپارد و خاك ايران را ترك گويد ( شهريورماه / 1320 ) . از اين تاريخ به بعد شيرازه كشور گسيخته شد و رشتهها پنبه گرديد و تا زمانى كه اين مهمانان نخوانده به كلى كشور را تخليه نكردند ، كشور ما به حال عادى برنگشت . ذكر اين موضوع احتياج به دهها جلد كتاب دارد كه كسى بتواند كما هو حقه صدمات و خسارات وارده به مملكت را شرح دهد . از جمله تغييراتى كه در وضع مملكت ما داده شد آزاد شدن زندانيان و تبعيديان بود كه « هر يك از گوشهاى فرارفتند » ؛ ولى آقاى امير اعظم با وجودى كه بلافاصله بعد از وقايع شهريور مىتوانست به لرستان برگردد ، مع هذا به احترام دولت وقت توسط آقاى شجاع نماينده مجلس كه دوست قديمى و صميمى امير اعظم بود ، از قوام السلطنه نخستوزير وقت براى ايشان كسب اجازه شد و با سمت حكومت دلفان به لرستان مراجعت كرد . وى چند سالى حكومت دلفان را در دست داشت ، تا اينكه در سال 1315 به نمايندگى مجلس انتخاب و از آن تاريخ به بعد چندين دوره نمايندگى مجلس را به عهده گرفت . آقاى امير اعظم فعلا « 1 » در خانه خود در تهران استراحت مىكنند و به هيچوجه گرفتار مضيقه مالى نيستند ؛ بلكه تا حدودى مىتوان ايشان را جزو مرفهين لرستان محسوب داشت . كارهاى امير اعظم از بدايت تا نهايت هرچه بود - خواه از روى نقشه و فكر و طراحى قبلى و خواه بدون نقشه و اتفاقى - مالا به سود خود و فرزندانش بوده و نتيجه نيكو به بار آورده است ؛ ولى متأسفانه عده كثيرى از اقوام و نزديكان و برادران و برادرزادگان او را در ميانه مضمحل ساخته و با اينكه مسبب عقبافتادگى و اضمحلال آنان شخص امير اعظم بود مع هذا در مقام تقويت آنان برنيامده و به عبارت اخرى ايشان نمىتوانند [ مصداق ] مفهوم ( رئيس القوم خادمهم ) باشند .
--> ( 1 ) . مقصود زمان نگارش كتاب است . ( ويراستار ) .